مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨١٦ - فسر
٢٢١ ٣٣٩ نه احوال گوناگون محزونشان مىكند و نه تغيير حالات. در «روغات الفزع» خ ١٩٠ ٢٨١ گويا منظور از فزع اضطراب است
«مفزع» پناهگاه: درباره خدا فرموده: «و قوّة كلّ ضعيف و مفزع كلّ ملهوف» خ ١٠٩ ١٥٨
فسح
جا باز كردن.
«فسح له فى المجلس: وسّع و فرّج»
فسحة: وسعت. فراخى.
درباره خوارج فرموده: «الشيطان المضلّ و الانفس الامارة بالسوء عزّتهم بالامانىّ و فسحت لهم بالمعاصى» حكمت ٣٢٣، شيطان و نفس آنها را با آرزوهاى كاذب فريفت و گناهان را بر آنها آسان كرد.
در دعا به حضرت رسول ٦ فرموده: «اللّهم افسح له مفسحا فى ظلّك و أجزه مضاعفات الخير من فضلك» خ ٧٢ ١٠١، خدايا وسعت بده براى او محل وسعتى در احسان و انعامت و پاداش بده او را، زيادتها را از كرم خود
فسخ
به هم زدن:
«فسخ العقد: نقضه»
معانى ديگرى هم دارد، از اين ماده فقط دو مورد در «نهج» آمده است، چنانكه فرموده: «عرفت الله بفسخ العزائم و حلّ العقود و نقض الهمم» حكمت ٢٥٠ معنى آن در «عزم» گذشت «طلب انفساخه» نامه ٥٣، خواستن نقض يا فساد آن
فسد
فساد: تباهى. در لغت آنرا ضدّ صلاح گفتهاند
راغب گويد: آن خروج شىء از اعتدال است كم باشد يا زياد
مواردى از آن در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «و اذا استولى الفساد على الزمان و اهله فاحسن رجلء الظنّ برجل فقد غرّر» حكمت ١١٤ «غرّر» يعنى خود را در غرور و خطر انداخته است، در مذمت ياران خود فرموده: «و انّى لعالم بما يصلحكم و يقيم اودكم و لكنّى لا ارى اصلاحكم بافساد نفسى» خ ٦٩ ٩٩ كلام عجيبى است كه حاكم مىتواند با راههاى خلاف شرع و ظلم مردم را به اراده خود وادارد ولى در آن صورت مردم اصلاح مىشوند و حاكم به گناه مىافتد و پيش خدا رسوا مىگردد، اين كلام از مولا صلوات الله عليه زيبنده است
فسر
فسر و تفسير به معنى ايضاح و تبيين است:
«فسّر الشىء: بينّه و اوضحه»
تفسير قرآن يعنى بيان كردن مراد خدا از آيات. چهار مورد از آن در «نهج» آمده است درباره قومى كه از فتنه نجات خواهند يافت فرموده: «تجلى بالتنزيل