مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٩٤ - عبّ
باب العين
عبء
به كسر اوّل: ثقل و سنگينى، آماده كردن نيز گفتهاند و آن چهار بار در «نهج» آمده است، درباره انسان مختصر فرموده: «و يتذّكر اموالا جمعها، غمض فى مطالبها... و اشرف على فراقها... فيكون المهنّا لغيره و العبء على ظهره» خ ١٠٩ ١٦٠ براى ديگران گوارا مىشود ولى ثقل و گناه بر اوست.
آن به معنى وصف (ثقيل) نيز آيد چنانكه فرموده: «من العبء المحمول عليها...» خ ٩١ ١٣٣، از چيز ثقيليكه بر آن حمل شده است
جمع آن اعباء به معنى اثقال است، در مقام موعظه فرموده: «و تدبّروا احوال الماضين من المؤمنين قبلكم كيف كانوا فى حال التمحيص و البلآء الم يكونوا اثقل الخلائق اعباء و اجهد العباد بلاء» خ ١٩٢ ٢٩٦، يعنى آيا آنها سنگينترين مردم از جهت امتحانها نبودند «اعباء» ظاهرا امتحانهاى سنگين بنى اسرائيل است و نيز: «بثقل اعبائها» خ ٩١
عبّ
نوشيدن:
«عبّ الماء عبّا: شربه»
عباب: بالا رفتن مثل بالا رفتن موج:
«عبّ البحر عبابا: ارتفع و كثر موجه»
آن سه بار در نهج آمده است در باره خلقت آسمانها فرموده: «تردّ اوّله الى آخره و ساجيه الى مائره حتى عبّ عبابه و رمى بالزبد ركامه» خ ١ ٤١، باد اوّل آب را بآخرش برمىگردانيد و ايستادهاش را بر متحرّكش مىانداخت تا ارتفاعش بالا آمده، و متراكمش كف انداخت.
در تهديد طلحه و زبير و پيروان آنها فرمود: «و ايم الله لافرطنّ لهم حوضا انا ماتحه لا يصدرون عنه برىّ و لا يعبّون بعده فى حسى» خ ١٣٧ ١٩٥، يعنى به خدا قسم حوضى براى آنها پر مىكنم كه آبكش و ساقى آن خودم هستم از آن حوض با سيرابى بر نمىگردند (زيرا كه آن، حوض مرگ است) و بعد از آن حوض، از غديرى آبى به سر نمىكشند (چون مرده و از بين رفتهاند) عبارت بسيار تحيّر آورى است صلوات خدا بر تو اى مولا، رجوع شود به «حسى»