مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٥٧ - نفل
و امسك الفضل من لسانه» حكمت ١٢٣ در وصف منافقان فرموده: «يتوصّلون الى الطمع باليأس يقيموا به اسواقهم و ينفقوا به اعلاقهم» خ ١٩٤ ٣٠٨ «نفاق» به معنى رواج و ضدّ كساد آيد:
«نفق البيع نفاقا: راج»
اعلاق جمع علق به معنى چيز نفيس است، يعنى از راه يأس به طمع متوصّل مىشوند، تا بدان وسيله بازار خود را گرم كنند، و چيزهائى را كه نفيس مىدانند رواج دهند. «لا يجبّك منافق» در «صبب» گذشت از رسول خدا ٦ در نامه محمد بن ابى بكر نقل كرده كه فرموده: است: «انّى لا اخاف على امّتى مؤمنا و لا مشركا... و لكنّى اخاف عليكم كلّ منافق الجنان عالم اللسان يقول ما تعرفون و يفعل ما تنكرون» نامه ٢٧ ٣٨٥ امام صلوات الله عليه در خ ١٩٤ ٣٠٧، منافقان را به احسن وجه تعريف فرموده و حدود سى و نه صفت از اوصاف آنها را بيان كرده و در آخر مىفرمايد «فهم لمة الشيطان و حمة النيران اولئك حزب الشيطان الا انّ حزب الشيطان هم الخاسرون» آنها گروه شيطان و شعله آتش جهنمند.
نفل
(مثل عقل) زيادت، نماز نافله را از آن نافله گويند كه زايد بر واجب است، نفل به معنى عطيّه نيز آيد،
راغب در مفردات گويد: نفل (مثل شرف) به معنى غنيمت است و چون عطيه خدائى است آنرا نفل و انفعال گفتهاند
نافله هم به معنى عطيّه است و هم به معنى نماز نافله، غنائم و اموال عمومى را انفال گفتهاند كه زائداند بر آنچه مردم مالك شدهاند و نيز عطيّهاند از جانب خدا، اين لفظ همهاش سه بار در «نهج» آمده است.
چنانكه فرموده: «لا قربة بالنوافل اذا اضرّت بالفرائض» حكمت ٣٩، با كارهاى مستجى تقرب به خدا حاصل نمىشود آنگاه كه به واجبات ضرر بزنند، يعنى اگر عمل به مستحب انسان را از عمل به واجب باز دارد صحيح نيست.
و نيز فرموده: «اذا اضرّت النوافل بالفرائض فارفضوها» حكمت ٢٧٩ و باز فرمايد: «انّ للقلوب اقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها على النوافل و اذا ادبرت