مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٨٠ - شجر
خير الاسر و شجرته خير الشجر» خ ٩٤ ١٣٩، اهل بيت او بهترين اهل بيتها، و نزديكان او بهترين نزديكان و خانواده و نسب او بهترين نسبهاست. درباره زمان آينده (شايد زمان بنى اميه و بنى عباس) فرموده: «فاذا كان ذلك... غار الصدق و فاض الكذب و استعملت المودة باللسان و تشاجر الناس بالقلوب و صار الفسوق نسبا و العفاف عجبا» خ ١٠٨ ١٥٧، چون آن زمان رسد راستگوئى فرو مىرود، دروغ رائج مىشود، دوستى در زبان اظهار مىشود و قلوب مردم با هم در تنازع و ستيز باشد، گناه نسب و ملازم عفت شگفت انگيز مىگردد (عجبا از اين كلمات عجيب) مراد از شجر در «شجرا بالرماح» خ ١٠٧ ١٥٥ به معنى طعن و نيزه زدن است
در لغت آمده: «شجر فلانابالرمح طعنه به».
جريان شجره در خطبه ١٩٢ قاصعه
در خطبه قاصعه ص ٣٠١ چنين فرموده: «من با رسول خدا ٦ بودم، جمعى از مشركان قريش آمده و گفتند اى محمد تو ادّعاى بزرگى كردهاى كه كسى از پدران و خانواده تو چنان ادعائى نكردهاند، ما از تو چيزى مىخواهيم اگر آنرا عمل كرده و به ما نشان دادى خواهيم دانست كه تو پيامبرى و گرنه خواهيم دانست كه ساحر و كذّابى.
فرمود: چه مىخواهيد گفتند از اين درخت بخواه تا با ريشههاى خود از زمين كنده شده و پيش تو آيد، و در مقابل تو بيايستد، حضرت فرمود خداوند بر هر چيز قادر است اگر خدا چنين كند ايمان مىآوريد گفتند: آرى.
فرمود: من آنچه مىخواهيد به شما نشان خواهم داد... بعد حضرت فرمود اى درخت اگر به خدا و روز معاد ايمان دارى و مىدانى كه من رسول خدايم با ريشههايت از زمين كنده شو و با اذن خدا بيا و پيش من بيايست. قسم به خدائيكه او را به حق بر انگيخت، آن درخت با ريشههايش از زمين كنده شد و با صدائى مانند صداى بال پرندگان آمد و در كنار آنحضرت ايستاد، شاخه بالائى خود را بر آن حضرت و شاخه ديگرى را بر شانه من گذاشت و حالت تبختر از درخت فهميده مىشد و من در طرف راست آن حضرت بودم.