مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٧١ - شام
باب الشين
شؤوبوب - به ضمّ اول- يك دفعه باران و باران شديد «الشؤوبوب: الدفعة من المطر » اين لفظ به صورت جمع دوبار در «نهج» آمده است درباره دعا به امام حسن ٧ نوشته: «فمتى شئت استفتحت بالدعاء ابواب نعمته و استمطرتَ شأبيبَ رحمته» نامه ٣١ ٣٩٩ هر وقت خواستى ابواب نعمت خدا را با دعا كردن باز مىكنى و بارانهاى رحمت او را طلب باريدن مىنمائى.
درباره ابرها فرموده: «ارسله سَحّاً متدارِكاً قد اسَفَّ هَيْدَبُهُ... تَمْرِيه الجَنوبُ دِرَرَ اهاضِيْبِهِ و دُفَعَ شأبِيْبِه» خ ٩١ ١٣٣ ابر را پى در پى فرستاد در حاليكه دامن آن به زمين نزديك شده باد آنرا مسح و نوازش مىكند تا بارانهاى او را بدوشد و دفع شدههاى امطار را از آن خارج نمايد صلوات و سلام خداوند بر تو اى امير المؤمنين كه اين كلمات پر محتوا بدون زحمت و به آسانى به زبان مبارك تو جارى شده است.
شؤم
آن فقط يكبار در «نهج» آمده است كه درباره عبد الله بن زبير فرموده است «ما زال الزبير رجلًا منا اهل البيت حتى نَشَأ ابنه المشئوم عبد الله» حكمت ٤٥٣، زبير بن عوام پسر صفيّه دختر عبد المطلب بود، على هذا او پسر عمّه رسول خدا- ص- و پسر عمّه امير المؤمنين- ع- بود، آنگاه كه پسرش عبد الله بن زبير بزرگ شد او را از امير المؤمنين ٧ و اهل بيت جدا نمود، تا جائيكه به جنگ آنحضرت در «جمل» آورد، لذا فرمود: زبير بن عوام پيوسته با ما بود تا وقتى كه پسر شومش عبد الله بزرگ شد
شام
سرزمينهاى وسيعى است كه ممالك سوريه، اردن، لبنان و فلسطين و... در آن واقع شدهاند، به علت آنكه در زمان امير المؤمنين ٧