مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٤٠ - وصل
پر نقش و نگار است. و نيز درباره طاووس فرموده: «و له فى موضع العرف قنزعة خضراء موّشاة» خ ١٦٥ ٢٣٧ براى او در محل يال، دسته، موئى سبز رنگ منقّش هست «موشّاة» صيغه مفعول مىباشد.
وصب
(مثل شرف) درد و مرض دائم، آن فقط دو بار در «نهج» آمده است، در وظائف انبياء فرموده است: «و يروهم آيات المقدرة من سقف فوقهم مرفوع و مهاد تحتهم موضوع... و اجال تفنيهم و اوصاب تهرمهم» خ ١ ٤٣، تا انبياء آيات قدرت خدا را بر مردم نشان دهند مثل آسمان كه بالاى مردم افراشته شده و زمين كه زير پاى آنها نهاده شده، و اجلها كه فانيشان مىكند و دردها و ضررها كه پيرشان مىگرداند. درباره مردگان فرموده: «ثمّ القى على الاعواد رجيع وصب و نضوسقم تحمله حفدة الولدان» خ ٨٣ ١١٣ «رجيع» برگشت داده و آن حيوانى است كه از اين سفر به آن سفر برگشت داده شده و خسته گرديده است «نضو» به معنى لاغر است، يعنى آنگاه به تابوت انداخته مىشود كه خسته درد و لاغر شده از مرض است او را ياران فرزندان بر دوش مىگيرند.
وصف
ذكر چگونگى شىء (ذكر اوصاف و خصوصيّات شىء) «صفت» اسم و مصدر هر دو آمده است، موارد زيادى از آن در «نهج» ديده مىشود آن حضرت براى خداوند آن صفاتى را اثبات مىكند كه عين ذات حق تعالى و مانند ذات پاكش نامحدود هستند چنانكه فرموده «الذى ليس لصفته حدّ محدود و لا نعت موجود و لا وقت معدود و لا اجل ممدود» خ ١ ٣٩، و صفات زايد بر ذات را از خدا نفى مىكند آنجا كه فرمايد: «و كمال الاخلاص له نفى الصفات عنه لشهادة كل صفة انّها غير الموصوف و شهادة كل موصوف انّه غير الصفة فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه و من قرنه فقد ثنّاه و من ثنّاه فقد جزّأه و من جزّأه فقط جهله» خ ١ ٣٩، اين حقايق اولين بار در زبان على ٧ جارى شده است.
وصل
وصول به معنى رسيدن است گويند: «وصل الىّ الخبر وصولا»