مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٤٩ - عمر
فرموده: «دعه يا عمّار فانّه لم يأخذ من الدين الّا ما قاربه من الدنيا و على عمد لبس على نفسه» حكمت ٤٠٥، يا عمّار از او دست بردار، او از دين قبول نكرده مگر آنچه را كه به دنيا نزديكش كند و از روى عمد كار را بر خود مشتبه كرده است.
در وصف منافقان فرموده: «و يعمدونكم بكلّ عماد و يرصدونكم بكلّ مرصاد» خ ١٩٤ ٣٠٧، يعنى: بر پا ميدارند شما با هر ستونى و مراقب شما ميشوند در هر حيلهاى مىخواهند شما را موافق خود كنند. و در هر كمين، مىخواهند شما را منحرف سازند.
از رسول خدا ٦ نقل كرده كه فرمود: «من كذب علىّ متعمّدا فليتّبوء مقعده من النار» خ ٢١٠ ٣٢٥، هر كس به عمد دروغى بر من نسبت دهد جاى خود را در آتش آماده كند.
«اقيموا هذين العمودين» نامه ٢٣ ٣٧٨ منظور توحيد و عمل به سنّت است.
در توبيخ يارانش فرموده: «كم اداريكم كما تدارى البكار العمدة و الثياب المتداعية كلّما حيصت من جانب تهتّكت من آخر» خ ٦٩ ٩٨ «عمده» (به فتح اوّل و كسر دوّم) شترى است كه جوف كوهانش فاسد و خالى شده ولى ظاهرش سالم است و قابل سوار شدن نيست معنى اين جمله در «بكر» گذشت
عمر
عمارت: آباد كردن «عمر» بر وزن قفل: زندگى يعنى مدت آبادى بدن به وسيله روح و حيات و بر وزن عنق: زندگى يا زندگى طولانى «تعمير» آباد كردن و اعطاء زندگى: از اين مادّه موارد زيادى در «نهج» آمده است، به منذر بن جارود عبدى كه به بيت المال خيانت كرد نوشت: «تعمر دنياك بخراب آخرتك و تصل عشيرتك بقطيعة دينك» نامه ٧١ ٤٦٢ دنيايت را آباد مىكنى با خراب آخرتت و صله رحم مىكنى با قطع و زير پا گذاشتن دينت.
و در مقام نصيحت فرموده: «يا بن آدم لا تحمل همّ يومك الذى لم يأتك على يومك الذى قد اتاك فانّه ان يك من عمرك يأت اللّه فيه برزقك» حكمت ٢٦٧ و در