مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٩٢ - غنم
و از لطائف صنعت خدا و از عجائب خلقتش آنچه به ما نشان داده از دشواريهاى حكمت خود در اين خفاشها كه روشنائى آشكار كننده آنها را حبس مىكند و ظلمت حبس كننده هر شىء بال آنها را مىگشايد
غمط
غمط نعمت، انكار و تحقير آن است و آن فقط يكبار در «نهج» آمده است درباره طلحه و زبير فرموده است: «و لقد استثبتهما قبل القتال و استأنيت بهما امام الوقاع فغمطا النعمة و ردّ العافية» خ ١٣٧ ١٩٥ يعنى پيش از آغاز قتال از آندو خواستم تا دست به جنگ نگشايند مهلت دادم و تأخير انداختم آندو را پيش از واقعه، ولى آندو نعمت را تحقير كرده و عافيت را ردّ كردند
غمم
غمّ: پوشاندن. ابر را غمام گويند كه آفتاب و آسمان را مىپوشاند، حزن و اندوه را غم گويند كه شادى و حلم را مىپوشاند، مواردى از آن در «نهج» آمده است، درباره مؤمن فرمايد: «طويل غمّه، بعيد همّه، كثير صمته» حكمت ٣٣٣ «بروق الغمام» خ ١٨٢ برقهاى ابرها
غنم
(بر وزن قفل) غنيمت و فائده، اغتنام: غنيمت دانستن مواردى از آن در «نهج» آمده است در حكمت ٣٣١ فرموده: «انّ الله سبحانه جعل الطاعة غنيمة الاكياس عند تفريط العجزة» خداوند سبحان اطاعت خويش را غنيمت گردانده براى زيركان آنگاه كه عاجزان كوتاهى كنند.
«فو الله ما كنزت من دنياكم تبرا و لا ادخّرت من غنائمها وفرا» نامه ٤ ٤١٧، به خدا قسم از دنياى شما ريزهزرى نياندوختم و از غنائمش مالى ذخيره نكردم
غنم
(بر وزن شرف) گوسفند. به خوارج فرمايد: «و ايّاكم و الفرقة فان الشاذّ من الناس للشيطان كما ان الشاذّ من الغنم للذئب» خ ١٢٧ ١٨٤ كه در «شذذ» گذشت، درباره اجتماع مردم بر بيعت حضرتش فرمايد «مجتمعين حولى كربيضة الغنم» خ ٣ كه در «ربض» گذشت
«بنى فراس بن غنم» خ ٢٥ ٦٧ نام قبيلهاى است كه حضرت به يارانش فرموده: «اما و الله لوددت انّ لى بكم الف فارس من بنى فراس بن غنم» كه مشهور به شجاعت بودند.