مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٢٥ - وحى
استيحاش: وحشت كردن چنانكه فرموده: «ايّها الناس لا تستوحشوا فى طريق الهدى لقلّة اهلم» خ ٢٠١ ٣١٩ مردم در راه هدايت از كمى اهل آن نترسيد، خطاب به اهل قبور فرمود: «يا اهل الديار الموحشة» حكمت ١٣٠ اى اهل ديار وحشت آور. وحشى مقابل اهلى است در وصف خداى تعالى فرموده: «يعلم عجيج الوحوش فى الفلوات و معاصى العباد فى الخلوات» خ ١٩٨ ٣١٢
وحوح
در صفين به يارانش فرمود: «و لقد شفى و حاوح صدرى ان رأيتكم بأخرة تخوزونهم كما حازوكم و تزيلونهم عن مواقفهم» خ ١٠٧ ١٥٥، وحوح: صدائى كه در آن خشونت و غلظت هست از كثرت تألّم مىباشد، مراد از آن در كلام حضرت سوزش دل است يعنى سوزشهاى دلم را شفا بخشيد كه در آخر ديدم شما آنها را رانديد چنانكه شما را رانده بودند و آنها را از موضع خودشان بيرون زديد، اين كلمه يك بار بيشتر در «نهج» نيامده است.
وحى
از مجموع آنچه درباره وحى گفته شده معلوم مىشود كه وحى به معنى تفهيم خفى است.
راغب گويد: آن به معنى اشاره سريع است لذا كار سريع را «امر و حىّ» گفتهاند
طبرسى فرموده: ايحاء القاء معنى است به طور مخفى و نيز به معنى الهام و اشاره است
وحى و ايماء هر دو به يك معنى هستند مواردى از آن در نهج آمده كه همه در وحى انبياء است، درباره خودش و رسول خدا ٦ فرموده: «و لقد كان يجاور فى كلّ سنة بجراء فاراه و لا يراه غيرى... ارى نور الوحى و الرسالة و اشمّ ريح النبوّة و لقد سمعت رنّة الشيطان حين نزل الوحى عليه... فقال: انّك تسمع ما اسمع و ترى ما ارى الّا انّك لست بنبىّ و لكنّك لوزير» خ ١٩٢ ٣٠١ يعنى: هر سال آن حضرت در كوه «حراء» مجاورت و عبادت مىكرد، من او را همراهى ميكردم نه ديگران، نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت را استشمام مىكردم، وقتى كه وحى به او نازل شد من ناله شيطان را شنيدم (از اينكه او را عبادت كنند مأيوس شد) حضرت به من فرمود: آنچه را كه من مىشنوم تو هم مىشنوى و آنچه را كه من مىبينم تو هم مىبينى مگر آنكه تو پيامبر نيستى و تو وزير و يار من هستى، از اين كلام معلوم مىشود كه على ٧ جبرئيل را مكرّر ديده