مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٨٧ - طوبى
٣ ٤٨، از پيشروى خلافت پردهاى انداختم و از آن پهلويم را كنار كشيدم، منظور اعراض و دست برداشتن از خلافت است.
به محمد بن ابى بكر نوشته: «الموت معقود بنواصيكم و الدنيا تطوى خلفكم» نامه ٢٧ ٣٨٤ مرگ به پيشانى شما گره بسته و دنيا از پس شما پيچيده مىشود.
«طيّه» منزل كه انسان آنرا قصد كرده و ميل خود را به آن مىپيچد و مايل مىكند درباره مرگ فرموده: «فان الموت هادم لذّاتكم و مكدّر شهواتكم و مباعد طيّاتكم» خ ٢٣٠ ٣٥١ يعنى مرگ از بين برنده لذّات و تيره كننده اميال و دور كننده منازل شماست،
محمد عبده آنرا مقاصد گفته است
«الطوّى البعيدة» خ ٥ ٥٢ چاه عميق
طيب
دلچسبى و طبع پسندى، پاكى.
«طاب الشىء طيبا» يعنى دلچسب و پاك و خوشايند شد
راغب گويد: اصل طيّب آن است كه حواسّ و نفس از آن لذت ببرند
پاك كردن را استطابه گويند كه سبب دلچسب بودن شىء است. موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است.
خطاب به شخصى فرموده: «و اعلم ان لكل ظاهر باطنا على مثاله فما طاب ظاهره، طاب باطنه» خ ١٥٤ ٢١٦ به عثمان بن حنيف نوشته: «بلغنى انّ رجلا من فتية اهل البصرة دعاك الى مأدبة فاسرعت اليها تستطاب لك الالوان و تنقل اليك الجفان» نامه ٤٥ ٤١٦ «تستطاب» يعنى طبع پسند و خوشايند كرده مىشود معنى كلام آنستكه: به من خبر رسيد مردى از اهل بصره تو را به ميهمانى دعوت كرده و با شتاب به آنجا رفتهاى، طعامهاى دلپسند را براى تو مىطلبيدند و كاسههاى طعام مرتّب پيش تو مىآمد
يكى از نامهاى مدينه منوره «طيبه» (مثل خيمه) است چنانكه در وصف رسول خدا ٦ فرموده: «مولده بمكة و هجرته بطيبة» خ ١٦١ ٢٢٩
طيب
عطر. آن چندبار در «نهج» آمده است درباره مشك آهو فرموده: «نعم الطيب المسك خفيف محمله عطر ريحه» حكمت ٣٩٧
طوبى
در مجمع البيان و قاموس و اقرب گفته: طوبى مؤنث اطيب است
در كشّاف آمده: آن مصدر است مثل بشرى و زلفى، اصل آن طيبى بوده، ياء بعلّت ضمّه ما قبل به واو قلب شده است
به نظر مىآيد كه قول مجمع صحيحتر باشد و موصوف آن «حيات» است يعنى براى آنها مثلا حيات پاكيزهتر باشد. در عرف معنى «خوشا» مىدهد و آن هشت بار در «نهج» آمده است، آن حضرت به نوف بكالى