مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٣٨ - صفح
ماده موارد زيادى در نهج آمده است، در وصف متقين فرموده است: «كبر الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعينهم» خ ١٩٣.
درباره اعراض كنندگان از جهاد فرموده: «فمن تركه رغبة عنه،... ديّث بالصغار و القمائة» خ ٢٧ ٦٩ هر كه جهاد را از روى اعراض ترك كند ذليل مىشود با خوارى و حقارت.
صغار (مثل رجال) جمع صغير است چنانكه فرموده: «من عظَّم صغار المصائب ابتلاه الله بكبارها» حكمت ٤٤ «استصغار» كوچك دانستن درباره اهل بيت : فرموده: «الم اعمل فيكم بالثقل الاكبر و اترك فيكم الثقل الاصغر» خ ٨٧ ١٢٠ آيا به ثقل اكبر (قرآن مجيد) در ميان شما عمل نكردم و آيا ثقل اصغر (اهل بيت) را در ميان شما نمىگذارم، منظور حسنين ٨ و نه امام ديگر است
صغو
ميل و انحراف:
«صغت النجوم صغوا: مالت للغروب»
اصغاء به معنى گوش دادن و استماع، در حقيقت ميل كردن گوش است به طرف گوينده.
شش مورد از اين ماده در «نهج» به كار رفته است در رابطه با شوراى شش نفر كه سعدوقاص به آنحضرت رأى نداد فرمود: «فصغا رجل منهم لضغنه و مال الآخر لصهره مع هن و هن» خ ٣ ٤٩ مردى از آنها (سعد وقاص) از من منحرف شد به علت عداوتى كه به من داشت و ديگرى (عبد الرحمن بن عوف كه شوهر ناخواهرى عثمان بود) به علت داماد بودن به طرف ديگر ميل كرد با قضاياى ديگرى كه خوب نيست بگويم.
درباره عقيل كه از بيت المال مىخواست فرموده: «فاصغت اليه سمعى» خ ٢٢٤ ٣٤٦ به مالك اشتر مىنويسد: «و انمّا عماد الدين... العامّة من المسلمين فليكن صغوك لهم و ميلك معهم» نامه ٥٣ ٤٢٩ ستون دين عامّه مردم از مسلمين است توجّه تو به آنها و ميلت با آنها باشد
صفح
اصل صفح به معنى جانب و روى چيز است مثل صفحه صورت و صفحه سنگ. اعراض كردن را صفح گويند كه شخص صفحه صورت خويش را از كسى يا چيزى بر مىگرداند. صفح به معنى اغماض و ناديده گرفتن نيز از آنست، راغب گويد: صفح از عفو ابلغ است. مصافحه آنستكه صفحه دست دو نفر يكديگر را ملاقات مىكند «تصفّح» صفحه صفحه جستجو كردن و تأمّل كردن.
از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است درباره طاووس فرموده: