مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٩٩ - كرم
كرسىّ.
اين كلمه فقط يكبار در «نهج» آمده است، آنجا كه فرموده: «الحمد لله الكائن قبل ان يكون كرسىّ او عرش او سماء او ارض او جانّ او انس» خ ١٨٢ ٢٦٢، از اين معلوم مىشود كه كرسىّ يك شىء مخلوق است
كرش
(مثل جسر و كتف) شكمبه و آن در حيوانات نظير معده انسان است. و فقط يك بار در «نهج» آمده است، درباره حيوان فرموده: «كالبهيمة المربوطة همهّا علفها... تكترش من اعلافها و تلهو عما يراد بها» نامه ٤٥ ٤١٨ مانند چهارپاى بسته شده كه همتّش علف اوست، شكمبه خود را از علفهاى پر مىكند و از آنچه (ذبح) بر او قصد كردهاند غفلت مىكند
كركر
كركره: برگرداندن بعد از برگرداندن. و آن فقط يك بار در «نهج» ديده مىشود آنجا كه درباره دريا فرموده: «تكركره الرياح العواصف و تمخضه الغمام الذوارف» خ ٢١١ ٣٢٩، رفت و آمد مىدهد او را بادهاى تند و مىفشارد او را ابرهاى جارى شونده
كرم
(مثل شرف) و كرامت: سخاوت. شرافت، نفاست عزت و بزرگوارى
«الكرم: ضدّ اللؤم»
و نيز آمده:
«كرم الشىء كرما: نفس و عزّ فهو كريم»
كريم: جواد و سخى موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است «كريمه» شىء عزيز و نفيس، در كلام بسيار عجيبى فرموده: «اللّهم اجعل نفسى اوّل كريمة تنتزعها من كرائمى و اوّل وديعة ترتجعها من ودائع نعمك عندى» خ ٢١٥ ٣٣٢ يعنى خدايا روح مرا اوّلين چيزى گردان از نعمتهاى عزيزى كه از من مىگيرى و اولين وديعهاى گردان از نعمتهاى وديعه خودت كه از من برمىگردانى.
معنى اين سخن آن است كه خدا مرا مريض نكند كه ماهها در رختخواب بمانم يا گوشم يا دستم يا بعضى از اعضايم از دستم برود و بعدا مرگ به سراغ من آيد، بلكه مرا صحيح و سالم و كامل الاعضاء نگاه دار و به وقت مرگ روحم را بگيرد و از دنيا ببرد.
درباره رسول خدا ٦ فرموده: «و شجرته خير الشجر نبتت فى