مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٩٤ - كتم
جمع مىشود، مكاتبه بين الاثنين است، «كتابّ» (مثل طلّاب) جمع كاتب مىباشد، موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است.
كتيبه: قشون، به قولى قسمتى از قشون است كه جمع شده، آن فقط يك بار آمده چنانكه فرموده: «ثمّ اخرج فى كتيبة اخرى» خ ١١٩ ١٧٥
كتف
به فتح اول و كسر دوّم گردن، جمع آن اكتاف است، در لغت آمده:
«الكتف: عظم عريض خلف المنكب»
آن دو بار در كلام حضرت آمده است درباره ملائكة الله فرموده: «و منهم الثابتة فى الارضين السفلى اقدامهم و المارقة من السماء العلياء اعناقهم... و المناسبة لقوائم العرش اكتافهم» خ ١ ٤١، يعنى: بعضى از ملائكه پاهاى آنها در زمينهاى پائينتر ثابت است و گردنهاى آنها از آسمان بالاتر گذشته است و شانههايشان با قائمههاى عرش خدا برابر است.
درباره خلقت زمين فرموده: «فلمّا سكن هيج الماء من تحت اكنافها و حمل شواهق الجبال الشمّخ البذّخ على اكتافها فجّر ينابيع العيون من عرانين انوفها» خ ٩١ ١٣٢، چون هيجان آب در زير اطراف و در اثر برداشتن كوههاى بلند و بالا، آرام گرفت، خداوند چشمهسارها را از استخوانهاى سخت بينىهاى آن بشكافت
كتم
پنهان كردن. و آن ٩ بار در «نهج» به كار رفته است چنانكه فرمايد: «من كتم سرّه كانت الخيرة بيده» حكمت ١٦٢، بعد از بيعت شدن در مدينه در ضمن كلامى فرمود: «و الله ما كتمت و شمة و لا كذبت كذبة و لقد نبّئت بهذا المقام و هذا اليوم» خ ١٦ ٥٧، به خدا قسم كلمهاى را كتمان نكردهام، دروغى بر زبانم جارى نشده است، اين مقام (خلافت) و اين روز را خبر داده شدهام (رسول خدا ٦ به من از اوّل خبر داده بود) در حكمت ١٠١ فرموده: «لا يستقيم قضاء الحوائج الّا بثلاث باستصغارها لتعظم و باستكتامها لتظهر و بتعجيلها لتهنو» اين سخن ظاهرا نسبت به كسى است كه حاجت ديگران را قضا مىكند، سه شرط در آن هست اوّل آنكه قاضى حاجت آنرا كوچك شمارد، تا در نظر ديگران بزرگ جلوه كند، دوم اينكه: آنرا مخفى دارد تا آشكار شود، زيرا مردم براى آشكار كردن چيزى كه صاحبش مىخواهد پنهان كند، سرعت عمل