مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٨٨ - شرح
اذيت نكنند... شما نيز نگذاريد كسى به آنها آزار برساند «امّا بعد فانّى قد سيرّت جنودا هى مارّة بكم ان شاء اللّه و قد اوصيتهم بما يجب للّه عليهم من كفّ الاذى و صرف الشذى» كه منظور از «شذى» شرّ و ضرر زدن است.
شرب
(مثل قفل) نوشيدن.
راغب گويد آن نوشيدن هر مايع است. آب باشد يا غير آن
«شرب» مثل علم به معنى حصّه آب است «شراب»: نوشيدنى. «مشرب» مصدر ميمى و اسم مكان هر دو آيد، از اين ماده موارد زيادى در «نهج» يافته است درباره مردگان فرموده: «سلطَّت الارض عليهم فيه فاكلت من لحولهم و شربت من دمائهم» خ ٢٢١، زمين در برزخ بر آنها مسلّط شده، گوشتشان را خورده و خونشان را نوشيده است.
شرج
(مثل عقل) جمع كردن. گذاشتن بر روى يكديگر. داخل كردن بر يكديگر و بر وزن شرف به معنى دستگيره است مثل دستگيره آفتابه و غيره. از اين لفظ فقط دو مورد در كلام حضرت آمده است در وصف طاووس فرموده: «و من اعجبها خلقا الطاووس الذى اقامه فى احكم تعديل و نضَّد الوانه فى احسن تنضيد بجناح اشرج قصبه و ذنب اطال مسحبه» خ ١٦٥ ٢٣٦ «اشرج قصبه» يعنى نىها و پرهاى بال او را داخل هم كرده و كوتاه و بلند داخل هم شدهاند. يعنى و از اعجب آنها طاووس است كه خدا او را در محكمترين اعتدال بر پا داشته و رنگهاى او را در احسن نظم تنظيم كرده با بالهائى كه پرهاى آنرا داخل هم كرده و با دمى كه بالا رفتنش را زياد كرده است.
در خلقت آسمان فرموده: «و ناداها بعد اذهى دخان فالتحمت عرى اشراجها و فتق بعد الارتتاق صوامت ابوابها» خ ٩١ ١٢٨. اشراج جمع شرج به معنى دستگيرههاست «عرى» نيز جمع عروه به معنى دستگيره است. گوئى هر جزء آسمان دستگيره جزء ديگر است و هر جزء آن جزء ديگرى را گرفته و نگاه مىدارد در قرآن مجيد آمده ﴿«ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ﴾» فصلت: ١١ يعنى خداوند آسمان را كه دخان بود خواند، در نتيجه دستگيرههاى دستگيرههايش بهم آمد، و بعد از به هم آمدن، درهاى بسته آنرا باز كرد.
شرح
بسط و وسعت دادن:
«شرح الشىء: وسعه»
آن فقط يكبار در «نهج» آمده است در وصف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده: «و اشهد ان محمدا عبده و