مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٨٣ - طنب
درباره اينكه ظلم و كبر از آلات فريفتن شيطان است فرموده: «فانّها مصيدة ابليس... فما تكدى ابدا و لا تشوى احدا لا عالما لعلمه و لا مقّلا فى طمره» خ ١٩٢ ٢٩٤، آنها آلات شكار شيطان است، هيچ وقت عاجز نمىشنوند و از كسى خطا نمىكنند.
نه از عالمى در اثر علمش و نه از فقيرى در اثر لباس كهنهاش (كجا مانده جاهل و يا ثروتمند باشد)
طمس
طمس و طموس محو و كهنه شدن و كهنه كردن، لازم و متعدى هر دو آمده است آن فقط يك بار در «نهج» ديده مىشود درباره جاهليت فرموده: «ارسله و اعلام الهدى دارسة و مناهج الدين طامسة» خ ١٩٥ ٣٠٨ خدا او را در وقتى فرستاد كه نشانههاى هدايت كهنه و راههاى دين محو شده بود
طمع
اميد.
طبرسى فرمايد: طمع: علاقه نفس است به نفع مظنون
نظير آن است: امل و رجاء و نقيض آن يأس است از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است، جمع آن اطماع آيد.
«طماعية» به معنى طمع است درباره شيطان فرموده: «و استحكمت الطماعية منه فيكم» ١٩٢ ٢٨٨ و محكم شد طمع شيطان در شما
«مطمع»: چيزيكه در آن طمع مىكنند (طمع شده) جمع آن مطامع است چنانكه فرموده: «اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع» حكمت ٢١٩، بيشترين قتلگاههاى عقول زير برق چيزهاى طمع شده است.
طمن
اطمينان: سكون و آرامش خاطر،
راغب گويد: آن آرامش خاطر بعد از پريشانى است
سيزده مورد از اين ماده در «نهج» آمده است «طمأنينه» نيز به معنى اطمينان است
«طامن الشىء» يعنى شىء را آرام كرد و پائين آورد
در وصف آنكه دنيا را با كار آخرت به دست مىآورد فرموده: «قد طامن من نفسه و قارب من خطوه... و اتّخذ ستر الله ذريعة الى المعصية» خ ٣٢ ٧٥ يعنى نفس خود را پائين آورده (ذليل كرده) قدمهايش را نزديك هم نموده و پرده پوشى خدا را وسيله گناه قرار داده است.
«و اطمأّنت صفاتهم» خ ٣٣ ٧٧ يعنى سنگها و زير پاهايشان آرام و محكم گرديد، در حكمت ٣٨٤ فرموده: «و الطمأنينة الى كلّ احد قبل الاختبار له عجز» اطمينان به هر كس پيش از امتحان او ناتوانى است
طنب
(مثل شتر) ريسمان طويلى كه سراپردهها با آن بسته مىشوند و نيز ريسمانى كه به ميخ مىبندند، جمع آن اطناب است و آن فقط يكبار در «نهج» ديده