مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٢٢ - فعل
متعارف از آنها خود مصرف مىكند و به طور متعارف انفاق مىنماند و اگر حسن از دنيا برود و حسين زنده باشد او وكيل صدقات است و آنها را به محلش مىرساند، دو پسر فاطمه حصّهشان مانند فرزندان ديگر علّى است و من سرپرستى صدقات را به دو پسر فاطمه دادم براى رضاى خدا و تقرّب به رسول خدا مظلوميّت آن بانوى بزرگوار در خ ٢٠٢ به تفصيل آمده است.
فطن
فطنة: زيركى. حذاقت. درك و فهم. جمع آن فطن (بر وزن عنب) است، مواردى از آن در «نهج» آمده است، درباره خداوند فرموده: «لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن» خ ١ ٣٩ خدائيكه قصدها و ارادههاى بزرگ دركش نتواند كرد و فرو رفتن و فكرت زيركيها به كنهش نتواند رسيد و در جاى ديگر فرموده: «الذى لا يبلغه بعد الهمم و لا يناله حدس الفطن» خ ٩٤ ١٣٨، ناگفته نماند: فطن (بر وزن عنب) جمع اسم فاعل (فاطن) نيامده است
فطن (بر وزن كتف) زيرك چنانكه فرموده: «و الفقر يخرس الفطن عن حجّته» حكمت ٣، فقر آدم زيرك را از بيان دليلش لال مىكند.
فظع
فظاعة: شنيع بودن: ناپسند بودن:
«فظع الامر فضاعة: اشتدّت شناعته»
افظاع نيز به معنى شنيع بودن است، مواردى از آن در «نهج» ديده مىشود، به بعضى از عاملان صدقات نوشته است: «و ان اعظم الخيانة خيانة الامّة و افظع الغشّ غشّ الائمّة» نامه ٢٦ ٣٨٣، بزرگترين خيانت، خيانت به امّت است و بزرگترين حيله، حيله به پيشوايان است.
«دهمتكم مفظعات الامور» خ ٨٥ ١١٦، كارهاى شنيع و رعبآور به شما روى كرد
فعل
به فتح اوّل كار كردن و به كسر اوّل كار.
در قاموس گويد: «الفعل- بالكسر- : حركة الانسان... و- بالفتح- مصدر»
ولى در قرآن مجيد با كسر اوّل نيز مصدر آمده است: ﴿«وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا» انبياء﴾: ٧٣ «فعله»- به فتح اوّل- به معنى دفعه است «فعّال» صيغه مبالغه و از اسماء حسنى است، از اين ماده موارد بىشمارى در «نهج» آمده است در حكمت ٤٢٢ فرموده: «افعلوا الخير و لا تحقروا منه