مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٧٠ - يسر
پرندگان به امر خدا مسخّر و مطيعند، پرها و نفسهاى آنها را تا آخر شمرده و پاهاى آنها را در رطوبت (آب) و خشكى ثابت كرده است. ظاهرا مراد آن است بعضى از پرندگان پايشان در آب ثابت است و در آن مىماند مانند اردك و غيره و بعضى راه نمىروند مگر در خشكى، «الصفا اليابس» خ ١٨٥ سنگ محكم
«الحجر اليابس: الصلب»
يتم
يتم آن است كه پدر كودكى قبل از بلوغ او بميرد و در حيوانات آن است كه مادرش بميرد، پس يتيم در انسان به معنى پدر مرده و در حيوانات مادر مرده است، جمع آن يتامى و ايتام آيد، آن به صورت جمع و مفرد چهار بار در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «اللّه اللّه فى الايتام فلا تغبّوا افواههم و لا يضيعوا بحضرتكم» نامه ٤٧ ٤٢١، خدا را خدا را در يتيمان، دهان آنها را يك روز باز كرده و يك روز نبنديد و در محضر شما ضايع نشوند، يعنى طورى نباشد كه يك روز طعام پيدا كنند و يك روز گرسنه بمانند.
يد
دست. آن در اصل «يدى» با ياء است، جمع آن ايدى است، به طور استعاره در نعمت، حيازت، يد مغوله به معنى بخل، مباشرت و نيرو به كار مىرود، موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است. «و انّما الاجر فى القول باللسان و العمل بالايدى و الاقدام» حكمت ٤٢ «ايادى سبا» كلمهاى است كه معناى ديگرى دارد، امام صلوات اللّه عليه در مقام سلامت به ياران خود فرموده: «و أحثّكم على جهاد اهل البغى فما آتى على آخر قولى حتى اراكم متفرّقين ايادى سبا» خ ٩٧ ١٤٢ يعنى متفرق مىشويد مانند دستهاى (اولاد) سبا، تفصيل آن در «سبا» گذشت.
يسر
آسانى. «تيسّر- استيسار» به معنى آسان بودن و مقدور بودن است، مواردى از آن در «نهج» آمده است، درباره دنيا فرموده: «فعيشك قصير و خطرك يسير و املك قصير» حكمت ٧٧ زندگانىات كوتاه، مقامت ناچيز و آرزويت كوتاه است، و نيز فرمايد: «يأتى على الناس زمان عضوض يعضّ الموسر فيه على ما فى يديه و لم يؤمر بذلك» حكمت ٤٦٨ براى مردم زمانى مىآيد سخت، انسان ثروتمند در آن زمان آنچه در دست دارد محكم نگاه مىدارد و بخيل مىشود «موسر» غنى و