مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٧٠ - عين
براى جنگ با ديگران خوانده مىشد چنان تلاش نمىكرد. مشروح اين سخن و آن خطبه در (رجل- مرجل) گذشت به آنجا رجع شود.
درباره اينكه طلحه و زبير و شورشيان ديگر، عائشه را از مكّه به بصره آوردند مىفرمايد: «فخرجوا يجرّون حرمة رسول الله ٦ كما تجرّ الامة عند شرائها متوجّهين بها الى البصرة فحبسا نسائهما فى بيوتهما و ابرزا حبيس رسول الله صلى اللّه عليه و آله لهما و لغيرهما... خ ١٧٢ ٢٤٧ از مكّه بيرون شدند و حرم رسول خدا ص را با خود مىكشاندند چنانكه كنيزكى را به وقت خريد اين سو و آن سو مىكشانند او را با خود به طرف بصره بردند، زنان خويش را در خانههاى خود نشاندند و آنرا كه رسول خدا ص در خانه نگاه داشته بود، به خود و ديگران نماياندند آوردن «جيس» به مناسبت آيه «﴿وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ»﴾ است، در «حبس- حرم» نيز اين مطلب آمده است.
عيم
اعتيام به معنى اختيار كردن و برگزيدن است گويند:
«اعتام الرجل اعتياما: اختار»
«عيمه» به كسر اوّل يعنى مال بهتر و مال اختيار شده، دو مورد از اين ماده در «نهج» آمده است، در وصف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده: «و اشهد انّ محمدا عبده و رسوله المجتبى من خلائقه و المعتام لشرح حقائقه» خ ١٧٨ ٢٥٧ يعنى: برگزيده شده براى شرح حقائق خدا.
به مصقلة بن هبيره كه به شام فرار كرد و شرح حال آن در «صقل» گذشت مىنويسد: «بلغنى... انّك تقسم فىء المسلمين... فيمن اعتامك من اعراب قومك» نامه ٤٣ ٤١٥ خبر رسيد كه تو اموال مسلمانان را ميان اعراب قوم خود كه تو را برگزيدهاند تقسيم مىكنى
عين
معاينه و عيان به كسر اوّل- ديدن به طور آشكار. «عين» چشم و چشم، گاهى از آن جاسوس و نظارت و حفظ منظور است
به نظر راغب معناى اصلى «عين» چشم است
معانى ديگر به عنات آن باشند، اين ماده به اين سه معنى، به صورت مفرد و جمع به طور مفصل در «نهج» آمده است در مقام موعظه فرموده: «لو عاينتم ما قد عاين من مات منكم لجزعتم و وهلتم و سمعتم و اطعتم»