مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٨٧ - شرّ و اذيّت
حقوق المسلمين فى معاقدها» خ ١٦٧ ٢٤٢، خداوند احترام مؤمن را از همه حرم برتر كرده است و با اخلاص و توحيد حقوق مسلمين را در محلهاى خود محكم فرموده است.
شذب
تشذّب از باب تفعّل به معنى تفرق و پراكنده شدن است
«تشذّب القوم: تفرّقوا»
و آن يكبار در «نهج» هست در وصف حضرت موسى ٧ فرموده: «كان يأكل بقلة الارض و لقد كانت خضرة البقل ترى من شفيف صفاق بطنه لهزاله و تشذّب لحمه» خ ١٦٠ ٢٢٧، موسى سبزى زمين را مىخورد رنگ سبزى از نازكى پوست او ديده مىشد، به علّت لاغر بودن و رفتن گوشت شكمش. «صفاق» پوست نازك تحت الجلد
شذّ
نادر شدن. منفرد شدن. تنها شدن از ديگران و نادر كردن
«شذّه شذّا: ندره عن جمهوره
شذّ عن الجماعة: نذر عنهم و انفرد»
از اين ماده هفت مورد در «نهج» آمده است.
راجع به زمان آينده (شايد زمان بنى اميه و بنى عبّاس) فرموده: «منهم نخرج الفتنة و اليهم تأوى الخطيئة يردّون من شذَّ عنها فيها و يسوقون من تأخَّر عنها اليها» حكمت ٣٦٩، فتنه از آنها سر مىزند و خطاها در آنها مكان مىگزيند هر كس از فتنه كنار و تنها ماند او را به فتنه بر مىگردانند و هر كه به آخر مانده به طرف فتنه سوقش مىدهند. درباره بقيّه اهل بغى و بيعت شكنان فرموده: «و بقيت بقيّةء من اهل البغى و لئن اذن اللّه فى الكرّة عليهم لاديلنَّ منهم الَّا ما يتشَّذر فى اطراف البلاد تشذّرا» خ ١٩٢ ٣٠٠، باقى ماندهاى از اهل بغى مانده است كه اگر خداوند به برگشتن اذن دهد آنها را حتما محو خواهم كرد، مگر آنانكه متفرق شوند در اطراف بلاد تفرق كاملى. به خوارج فرمود: «و ايّاكم و الفرقة فانّ الشاذّ من الناس للشيطان كما انّ الشاذّ من الغنم للذئب» خ ١٢٧ ١٨٤، از اختلاف و جدائى بپرهيزيد كنار مانده از جماعت نصيب شيطان است چنانكه كنار مانده از كلّه نصيب گرگ است.
شذى
شرّ و اذيّت.
«شذا الرجل فلانا: آذاه»
از اين ماده فقط يك مورد در «نهج» آمده است، در نامه ٦٠ ٤٥٠ به فرمانداران مىنويسد: من لشكرى فرستادم كه ان شاء اللّه از كنار شما خواهند گذشت و آنها را سفارش كردهام كه در بين راه به كسى