مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٤٧ - لقم
جماع مىكند با آلات تناسلى خود. «ملاقح الشنئان» خ ١٩٢ باردار كنندگان عداوت. «لواقح» نيز به آن معنى است «لواقح الكبر» خ ١٩٢ باروركنندگان تكبّر
لقط
(مثل عقل) برداشتن چيزى از زمين بدون زحمت:
«لقط الشىء: اخذه من الارض بلا تعب»
سه مورد از آن در «نهج» آمده است درباره اهل شام كه به صفّين آمده بودند فرموده: «جفاة طغام و عبيد اقزام جمعوا من كلّ اوب و تلقّطوا من كلّ شوب ممّن ينبغى ان يفقّه و يؤدّب...» خ ٢٣٨ ٣٥٧ رجوع شود به «اوب» «تلقّطوا من كلّ شوب» از هر آميختگى گرفته شدهاند محمد عبده گويد منظور آلودگى نسب است، ابن ابى الحديد فرقههاى مختلط گفته است.
درباره خودش فرموده: «و انّى لعلى الطريق الواضح القطه لقطا» خ ٩٧ ١٢٤، من در طريق واضح و آشكار هستم و آنرا از ميان باطلها بطور مخصوص اخذ مىكنم و برمىگزينم
لقف
گرفتن به سرعت:
«لقف الشىء لقفا: تناوله بسرعة»
آن فقط يك بار در «نهج» آمده است، درباره كسانى كه از رسول خدا ٦ اخذ حديث كردهاند فرموده: «فلو علم الناس انّه منافق كاذب لم يقبلوا منه... و لكنّهم قالوا: صاحب رسول الله راه و سمع منه و لقف عنه فيأخذون بقوله» خ ٢١٠ ٣٢٦ «لقف عنه» يعنى از آن حضرت اخذ كرده است
لقم
سه مورد از اين ماده در «نهج» آمده است، درباره تقرّب خودش به رسول الله ٦ فرموده: «و يشّمنى عرفه و كان يمضغ الشىء ثمّ يلقمنيه و ما وجد لى كذبة فى قول و لا خطلة فى فعل» خ ١٩٢ ٣٠٠ آن حضرت بوى خودش را به مشام من مىرسانيد، و طعام را مىجويد و به من به طور لقمه مىخورانيد، از من نه در كلامى دروغى شنيد و نه در كارى خطائى ديد.
درباره تلاش در زمان آن حضرت فرموده: «و لقد كنّا مع رسول الله ٦ نقتل آبائنا و ابنائنا... ما يزيد ناذلك الّا ايمانا و تسليما و مضّيا على اللقم و صبرا على مصصن الالم» خ ٥٦ ٩٢، لقم (مثل شرف) راه بزرگ و جادّه آشكار است، «مضض»: گزيدن است، يعنى كشتن پدران و پسران بر ما فقط ايمان و تسليم مىافزود و نيز