مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٠٥ - «اشفق منه خاف»
و عمل ناقص طرف ضميمه مىكند و هر دو مجموعا پيش خدا اثر مىكند. از اين ماده ده مورد در «نهج» آمده است.
يكى درباره قرآن مجيد است كه فرموده: «و اعلموا انّ هذا القرآن...﴾ شافع مشفع و قائل مصدَّق و انّه من شفع له القرآن يوم القيامة شفّع فيه» خ ١٧٦ ٢٥٠ «تشفيع» قبول شفاعت است در لغت آمده:
«شفع شفاعة فشفَّعته قبلت شفاعته»
يعنى بدانيد.
اين قرآن شفاعت كننده است و شفاعتش قبول است. و گوينده تصديق شده مىباشد. هر كه قرآن براى او روز قيامت شفاعت كند شفاعتش مقبول مىشود.
ديگرى درباره توبه فرموده: «و لا شفيع انحج من التوبة» حكمت ٣٧١. شافعان روز محشر كه شفاعتشان مقبول و نجات دهنده است، توبه در صورت كامل بودن ديگر محلى براى شفاعت نمىگذارد، معلوم نشد كه امام صلوات الله عليه در چه رابطهاى فرموده: «الشفيع جناح الطالب» حكمت ٦٣ مسئله شفاعت روز قيامت غير از شفاعت قرآن در «نهج» نيامده است خبر جمله «فى يوم تشخيص فيه الابصار... فلا شفيع يشفع و لا حميم يدفع» خ ١٩٥
شفف
(بر وزن شرف) و شفوف: نازك شدن به طوريكه ما تحت آن ديده شود، در لغت آمده
«شفَّ الثوب شفوفا: رقّ حتى يظهر ما تحته»
شفيف نيز مصدر است به معنى نازكى. آن فقط يكبار در «نهج» آمده است كه در وصف موسى ٧ فرموده: «و لقد كانت خضرة البقل ترى من شفيف صفاق بطنه لهزاله و تشّذب لحمه» خ ١٦٠ «صفاق» مثل كتاب پوست شكم، يعنى سبزىتره از نازكى پوست شكمش ديده مىشود زيرا كه بس لاغر شده و گوشتش رفته بود
شفن
شفّان: باد سرد. و آن فقط يكبار در «نهج» ديده مىشود در دعاى استسقاء فرموده: «اللهم... انزل علينا سماء مخضلة... غير خلَّب برقها... و لا شفَّان ذهابها» خ ١١٥ ١٨٢ «ذهاب» جمع ذهبه به معنى باران كم است يعنى: خدايا بر ما بارانى خيس كننده بفرست. كه برق آن اميدوار كننده و بىباران نباشد و بارانهايش باد سرد نداشته باشد
شفق
(مثل شرف) سرخى مغرب پس از غروب آفتاب. اشفاق: خوف از وقوع مكروه با احتمال عدم وقوع.
«اشفق منه: خاف»
شفق به معنى حريص بودن نيز آمد كه توأم با مهربانى است و شفقّت از آن مىباشد، بيست مورد از اين ماده به