مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧١٩ - عشر
همچنين «روق»
عسلاج
(بر وزن قرطاس) و عسلوج به معنى شاخه سبز و نرم است، جمع آن عساليج آيد كه فقط يكبار در «نهج» ديده مىشود، در وصف بهشت فرمايد: «فلو رميت ببصر قلبك نحو ما يوصف لك منها لعزفت نفسك... فى تعليق كبائس اللولوء الرطب فى عساليجها و افنائها» خ ١٦٥ ٢٣٩ و اگر به ديده دل بنگرى درباره آنچه توصيف مىشود بر تو منصرف مىشود نفس تو از خواهشها... و بيانديشى در آويختن خوشههاى لوء لوء آبدار در شاخههاى نرم و در همه شاخههاى آن.
«عساليج و افنان» هر دو به يك معنى است و فرقشان كاملا جزئى مىباشد
عسى
فعل است به معنى ترجّى و اميدوارى
راغب گويد: عسى يعنى طمع كرد و اميدوار شد
و آن شش بار در «نهج» آمده است: «احببب حبيبك هونا ما عسى ان يكون بغيضك يوما ما...» حكمت ٢٦٨ دوستت را چندان دوست مدار، شايد روزى دشمنت باشد
عشب
(بر وزن قفل) علف تر:
«العشب: الكلاء الرطب فى اوّل الربيع»
جمع آن اعشاب است و آن پنج بار در «نهج» آمده است، درباره زهد خويش فرموده: «و تشبع الربيضة من عشبها فتربض و يأكل علّى من زاده فيهجع» نامه ٤٥ ٤٢٠، آيا اين طور باشد كه گوسفند در آغل گياه خود را بخورد و بيفتد و على بن ابى طالب از توشهاش بخورد و آرام بخوابد در مقام دعا فرموده: «و اسقنا سقيا نافعة مروية معشبة تنبت يهاما قد فات» خ ١٤٤ ٢٠٠، آب ده ما را آب دادنى نافع و سيراب كننده و گياه روياننده كه با آن برويانى آنچه را كه از دست رفته است
عشر
(بر وزن عقل) از اسماء عدد است به معنى «ده» همچنين عشره (بر وزن خمسه و به فتح هر سه) عشيره: خانواده.
راغب گويد: آن اهل رجل و خانواده اوست
«معشر» جماعت «عشّار» كسيكه در دروازه ماليات و (ده يك) مىگيرد، اين مادّه به كرّات در «نهج» آمده است.
درباره قيامت فرموده: «يوم تشخص فيه الابصار و تظلم له الاقطار و تعطّل فيه