مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٧٦ - نوخ
نوت
اين كلمه يك بار بيشتر در «نهج» نيامده است در وصف طاووس فرموده: «اذا درج الى الانثى نشره من طيّه و سما به مطلّا على رأسه كانّه قلع دارىّ غنجه نوتيّة» خ ١٦٥ ٢٣٦ نوتى به معنى كشتيبان است، نوت در اصل به معنى ميل است، اين بدان معنى است كه كشتيبان كشتى را به اين طرف و آن طرف ميل و حركت مىدهد، يعنى چون به طرف ماده رود، دمش را باز مىكند و بر سر مىكشد گوئى بادبان كشتيى است كه كشتيبانى آنرا بلند كرده است.
نوح
(مثل قول) گريه با صداى بلند، فقط يك مورد از آن در «نهج» آمده است، درباره بىوفائى دنيا فرموده: «تسكنون فيما خربّوا و انّما الايّام بينكم و بينهم بواك و نوائح عليكم» خ ٢٢١ ٣٣٨، بواك جمع باكيه و نوائح جمع نائحه است، يعنى ساكن هستيد در آنچه گذشتگان خراب كردهاند، روزها ميان شما و آنان گريه كنندگان و نوحه كنندگانند، محمد عبده گويند: گريه و نوحه ايام بر سابقين و لاحقين حفظ مصائب آنهاست.
نوخ
اناخه: خوابانيدن شتر،:
«اناخ الرجل الجمل: ابركه»
مناخ به ضمّ اوّل: محل خوابيدن شتر، و محلّ اقامت. چهار مورد از اين ماده در «نهج» آمده است.
راجع به زمان جاهليت فرموده است: «و انتم... فى شرّ دار منيخون بين حجارة خشن و حيّات صمّ» خ ٦٨٢٦ «منيخون» به معنى مقيمون است يعنى شما در خانه و جايگاه بدى بوديد و اقامت داشتيد ميان سنگهاى خشن و مارهاى زهردار ناشنوا (كه با صدا كردن فرار نمىكنند). درباره علم خود فرموده: «فو الذى نفسى بيده لا تسئلونى... عن فئة تهدى مأة و تضلّ مأة الّا انبئتكم بناعقها و قاعدها و سائقها و مناخ ركابها و محطّ رحالها» خ ٩٣ ١٣٧، به خدائيكه جانم در دست اوست از من نمىپرسيد از گروهى كه صد نفر را هدايت و صد نفر را گمراه مىكند مگر آنكه به شما خبر مىدهم از دعوت كننده بر آن و پيشواى آن و راننده آن و محلّ خوابيدن شتران آن و محلّ گذاشته شدن بارهاى آن. «اناخت بكلاكلها» خ ١٩٠ يعنى سينه خودش را خوابانيد و به زمين گذاشت، درباره آن كس كه اهل دنيا نيست فرمود: «و السالم منك لا يبالى ان ضاق به مناخه