مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٦٨ - عيسى
عيّاب: عيبجو، در مذمت يارانش فرموده: «طعّانين عيّابين حيّادين روّاغين انّه لا غناء فى كثرة عددكم مع قلّة اجتماع قلوبكم» خ ١١٩ ١٧٦ چنانكه در «حيد» گذشت.
عيبة
خورجين ظرف و مخزن. و آن يك بار در «نهج» ديده مىشود در باره اهل بيت : فرموده: «موضع سرّه و لجاء امره و عيبة علمه و موئل حكمه و كهوف كتبه و جبال دينه» خ ٢ ٤٧، آنها محلّ اسرار خدا و پناهگاه امر خدا و مخزن علم خدا و مرجع حكم خدا و كهفها و مخازن كتابهى خدا و كوههاى برافراشته دين خدا هستند
عيث
افساد. پوشاندن و امثال آن:
«عاث الشىء عيثا: افسده»
و آن فقط يك بار در «نهج» آمده است، درباره مردگان فرموده: «و تقطّعت الالسنة فى افواههم بعد ذلاقتها و همدت القلوب فى صدورهم بعد يقظتها و عاث فى كلّ جارحة منهم جديد بلى سمجها» خ ٢٢١ ٣٤٠، زبانها بعد از گويائى در دهانشان تكّه تكّه شدند، قلبها در سينههاشان بعد از آنانكه زنده بودند و مىزدند، بىحركت گشتند و هر عضوى از آنان را پوسيدن جديدى فاسد و قبيح گردانيد
عير
تعيير: به معنى تقبيح و نسبت «عار و ننگ» دادن به كسى است:
«عيّره: قبّحه و نسبه الى العار»
اين كلمه چندى بار در «نهج» آمده است، در صفين در رابطه با اينكه به زنان متعرض نشوند فرمود: «و ان كان الرجل ليتناول المرئة فى الجاهليّة بالفهر او الهراوة فيعّير بها و عقبه من بعده» نامه ١٤ ٣٧٣، در جاهليّت كسى با سنگ يا چوبدستى به زنى حمله مىبرد با اين كار خود او و فرزندان بعد از او تقبيح و سرزنش مىشدند.
درباره فرار از جنگ فرموده: «و استحيوا من الفرّ فانّه عار فى الاعقاب و نار يوم الحساب» خ ٦٦ ٩٧ از فرار بترسيد كه آن ننگ است در فرزندان آينده و آتش است در روز قيامت
عيسى
عيسى بن مريم ٧ نام مباركش فقط يك دفعه آمده است در بيان زهد فرموده: «و ان شئت قلت فى عيسى بن مريم ٧ فلقد كان يتوسّد الحجر و يلبس الخشن و ياكل الجشب و كان ادامه الجوع و سراجه بالليل القمر...» خ