مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٦٠ - عهد
عناء
خضوع و ذلّت به رنج و مشقت دلالت دارد مواردى از آن در «نهج» آمده است، درباره حق تعالى فرموده: «تعنوا الوجوه لعظمته و تجب القلوب من مخافته» خ ١٧٩ ٢٥٨ دلها در مقابل عظمتش خاضع است و قلوب از هيبتش مىلرزد.
«عانى»: رنج ديده و به سختى افتاده: «فمن اتاه الله مالا فليصل به القرابة... و ليفكّ به الاسير و العانى» خ ١٤٢ ١٩٨، يعنى با آن اسير را آزاد كند و رنجديده راحت نمايد، درباره دنيا فرموده: «اوّلها عناء و آخرها فناء» خ ٨٢ اوّلش رنج و آخرش نابودى است
عنى
قصد. و اراده:
«عنى بالقول كذا: اراده و قصده»
و نيز آمده:
«عنى الله به عناية: حفظه»
به معنى مشغول كردن و مهمّ دانستن نيز آمده است در فهميدن كلام خدا و رسول فرموده: «و قد كان يكون من رسول الله ٦ الكلام... فيسمعه من لا يعرف ما عنى الله به و لا ما عنى رسول الله» خ ٢١٠ ٣٢٧ يعنى كلام آن حضرت را مىشنيد كسى كه نمىدانست خدا چه قصد كرده و رسول چه قصد كرده است.
به امام مجتبى صلوات الله عليه مىنويسد: «فعنانى من امرك ما يعنينى من امر نفسى فكتبت اليك كتابى مستظهرا به» نامه ٣١ ٣٩١ يعنى مهمّ شد مرا از كار تو آنچه مهم مىشود از كار من، لذا اين نامه را براى تو نوشتم و از آن كمك مىخواهم.
«معنّى» مقصود. جمع آن معانى است
عهد
نگهدارى و مراعات پى در پى،
راغب گويد: پيمان را از آن جهت عهد گويند كه مراعات آن لازم است
پس اصل آن به معنى نگهدارى و مراعات است و اگر به معنى امر و توصيه و دستور آيد بعلت لازم الحفظ بودن است موارد بسيارى از آن در «نهج» آمده است.
«تعاهدوا امر الصلوة و حافظوا عليها و استكثروا منها و تقرّبوا بها» خ ١٩٩ ٣١٦، كار نمازگزاردن را مراعات كنيد، و بر آن مواظبت نمائيد و آنرا زياد بخوانيد و با آن به خدا تقرب جوئيد
«عهد» به معنى زمان نيز آيد، در وقت دفن حضرت فاطمه عليها سلام، خطاب