مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٩٥ - منى
منوع: مبالغه است يعنى بسيار مانع شونده در وصف دنيا فرموده: «معطيته منوع» خ ٢٣٠ «منيع» انسان عزيز و توانا و نيز قوى البدن يعنى حريف را منع مىكند كه مانند او باشد، به معنى حصار و قلعه نيز آمده است «معقلا منيعا» خ ١٩٠ و ١٩٨ يعنى پناهگاه محكم
منن
منّ در اصل به معنى قطع است:
«المنّ: القطع»
«اجر غير ممنون» يعنى پاداش غير مقطوع و پيوسته، منّت نهادن و به رخ كشيدن را از آن منّت گويند كه وظيفه تشكر را از آدم احسان شده قطع مىكند و نيز منّت به معنى عطّيه و احسان سنگين است، مواردى از آن در «نهج» آمده است: «و امتنّ عليكم بنعمته» خ ١٩٨ ٣١٣ يعنى منّت نهاد بر شما و عطا كرد نعمت خود را «نريدان نمنّ» خ حكمت ٢٠٩ يعنى مىخواستيم احسان كنيم «و نسئله لمنّته تماما» خ ١٩٤ ٣٧٠ يعنى مىخواهيم نعمت و احسان خويش را بر شما تمام كند
منّة- به ضم ميم- به معنى قوّت و نيرو است و «و اوهن منتّهم» خ ٢٩٦ ١٩٢ يعنى نيرو و قوّتشان را ضعيف كرد رجوع شود به «فقر»
منون
مرگ. و آن چهار بار در «نهج» آمده است، چنانكه فرمايد: «فنحن اعوان المنون و انفسنا نصب الحتوف» حكمت ١٩١ ما ياران مرگيم در آمدن آن كمك مىكنيم و وجود ما هدف هلاكتهاست «كأس المنون» خ ٥٦ شراب مرگ
منى
تمنّى: آرزوكردن. «امنّيه»: آرزو.
راغب گويد: آن صورت حاصله از شىء در ذهن انسان است
«امنّيه» به معنى دروغ نيز آيد «امانّى» آرزوهاى دروغ است «منيه» (مثل نمره): آرزو، جمع آن منى (مثل شما) است، مواردى از آن در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «اشرف الغنى ترك المنى» حكمت ٣٤ و ٢١١، بهترين بىنيازى ترك آرزوهاست و نيز فرمايد: «الدهر يخلق الابدان و يجدّد الامال و يقرّب المنيّة و يباعد الامنّية» حكمت ٧٢ روزگار بدنها را فرسوده مىكند، اميدها را تجديد، مرگ را نزديك و آرزو را دراز مىنمايد
در مقام موعظه فرمايد «الا فاذكروا هادم اللذّات و منغّص الشهوات و قاطع الامنّيات» خ ٩٩ ١٤٥ «امنيّات» آرزوها جمع امنّية است