مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٦٤ - مخض
محق
نقصان تدريجى «انمحق و امتحق» يعنى به تدريج تلف شد، راغب آنرا ناقص كردن معنى نموده و قيد تدريج را ندارد و نيز به معنى از بين بردن، محو كردن و هلاك كردن آمده است. پنج مورد از آن در «نهج» وارد است، درباره عذابهاى دنيوى فرموده: «و خوفّهم من سطوته و كيف محق من محق بالمثلات و احتصد من احتصد بالنقمات» خ ١٤٧ ٢٠٤، خداوند مردم را از صولتش ترسانيد و بيان كرد كه چطور از بين برد آنكه را كه از بين برد با عقوبتهائى نظير هم، و درو كرد كسانى را كه درو كرد با نقمات و انتقامها.
به مصقلة بن هبيره كه به طرف معاويه فرار كرد نوشت: «و لا تصلح دنياك بمحق دينك» نامه ٤٣ ٤١٥ دنياى خودت را با از بين بردن دينت آباد مكن
درباره انسان فرموده: «ام هذا الذى انشأه فى ظلمات الارحام... نطفة دهاقا و علقة محاقا و جنينا و راضعا...» خ ٨٣ ١١٢، محاق به كسر اول آخر ماه و يا سه شب آخر ماه است، علت اين تسميه آن است ماه در آن سه شب مخفى است و ديده نمىشود، آن به معنى اسم مفعول (ممحوقه) است، امام صلوات الله عليه، علقه را محاق ناميده كه شكل و صورت انسانى در آن ممحوق و مخفى و ناپيدا است.
يعنى: يا اينكه خداوند او را در ظلمات ارحام، نطفه ريخته شده و علقه بى شكل و جنين و شيرخوار آفريده است
محص
خالص كردن.
«محص الشىء: خلصّه من كلّ عيب»
تمحيص امتحان كردن است، سه مورد از آن در «نهج» آمده است، درباره بندگان خالص فرموده: «و اعلموا انّ عباد الله المستحفظين عليه... كتفاضل البذر ينتقى فيؤخذ منه و يلقى قد ميزّه التخليص و هذّبه التمحيص» خ ٢١٤ ٣٣١، بدانيد بندگانيكه علم خدا به امانت نزد آنها گذاشته است مانند بذر خالص شدهاند كه تصفيه شده و به زمين كاشته مىشود، تصفيه شدن او را از ديگران ممتاز كرده و امتحان او را پاك نموده است «التمحيص و البلاء» خ ١٩٢ يعنى آزمايش و ابتلاء
مخض
خالص كردن. سه مورد از آن در «نهج» به كار رفته است در شعريكه شاهد آورده فرمايد: «ادمت لعمرى شربك المحض صابحا...» خ ٣٣ ٧٧، به جان