مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٥٤ - عملق
تاريكى است به آن داخل نشويد، درياى ژرفى است واردش نگرديد، سرّ خداست خود را در دانستن آن به تكلف نياندازيد، گويا منظور آن است كه اعمال خود را به كنيد و روى قضا و قدر نايستيد و حساب نكنيد.
سخن گفتن از «قدر» و كيفيت صدور اعمال بندگان روى قضا و قدر مسئله غامضى است كه احتمال گمراه شدن در آن بيشتر است لذا امام صلوات اللّه عليه از آن بر حذر داشته است.
درباره قرآن مجيد فرموده: «و انّ القرآن ظاهره انيق و باطنه عميق لا تفتى عجائبه و لا تنقضى غرائبه» خ ١٨ ٦١، ظاهر قرآن زيباست و باطنش عميق، عجائبش فانى شدنى و غرائبش تمام شدنى نيست «فجاج عميقة» خ ١٩٢ يعنى راههاى دور «عمائق الفتن» خ ١٦٥ يعنى فتنههاى مفصّل «عميقات غيوب ملكوته» خ ٩١ ١٢٥ يعنى ژرفهاى غيوب حكومت و تسلط خدا
عمل
كار اعمّ از آن كه خوب باشد يا بد. خوب يا بد بودن به وسيله قرينه معلوم مىشود مثل: «﴿قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ﴾» سوره قصص: ١٥.
راغب گويد: عمل هر فعلى است كه از حيوان از روى قصد واقع شود آن از «فعل» اخصّ است
زيرا فعل گاهى به فعل جمادات گفته مىشود
در اقرب الموارد آمده: عمل در كارى گفته مىشود كه از روى عقل و فكر باشد
اين لفظ با مشتقات آن به طور مفصّل در «نهج» آمده است «استعمال»: خواستن عمل، و عامل قرار دادن، آن حضرت فرمايد: «فاعملوا و العمل يرفع و التوبة تنفع و الدعاء يسمع... و بادروا بالاعمال عمرا ناكسا او مرضا حابسا او موتها خالسا» خ ٢٣٠ ٣٥١، عمل كنيد، عمل به سوى خدا بلند مىشود، توبه فائده مىدهد، دعا مسموع خدا قرار مىگيرد. پيشى گيريد با اعمال خوب، عمر عوض كننده را و مرض مانع شونده و مرگ غافلگير را
«عامل» كارگزار، عمّال جمع آن است.
عملق
در اقرب الموارد آمده: عمالقه و عماليق قومى بودند از اولاد عمليق يا عملاق از اهل فلسطين كه در بلاد پراكنده شدند
اين لفظ دوبار در «نهج»