مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٦٥ - عون
كه بارها آمدهاند در حكمت ١٤٠ فرموده: «ما عال من اقتصد» آنكه ميانه روى كرد فقير نشد.
در شكايت از زمان فرموده: «لا يعظّم صغيرهم كبيرهم و لا يعول غنّيهم فقيرهم» خ ٢٣٣ ٣٥٤ عول به معنى كفايت در معاش و تكفّل آن است يعنى ثروتمند آنها فقيرشان را در معاش يارى نمىكند.
به عثمان بن حنيف فرماندار بصره نوشته: «ما ظننت انّك تجيب الى طعام قوم عائلهم مجفّو و غنيّهم مدعوّ» نامه ٤٥ ٤١٦، گمان نداشتم اجابت كنى ميهمانى قومى را كه فقيرشان جفا كرده و رانده شده و ثروتمند آنها دعوت شده است.
و در حكمت ١٤١ فرموده: «قلّة العيال احد اليسارين» كم بودن نانخور يكى از دو آسانى است
عوم
شنا كردن
«عام فى الماء عوما: سبح»
و آن فقط يك بار در نهج آمده است در وصف خداى تعالى فرموده: «عالم السرّ من ضمائر المضمرين... و عوم نبات الارض فى كثبان الرمال» خ ٩١ ١٣٥، داناى نهان و راز رازداران است... و داناست به شنا كردن ريشههاى علفها در تلّهاى ريك. كه در «علم» مشروحا گذشت
«عام» سال.
راغب گويد: عام مثل «سنه» است ليكن «سنه» بيشتر در سال قحطى و مشقت گفته مىشود
و آن ٤ بار در «نهج» آمده است «و اعلموا عباد اللّه انّ المؤمن يستحلّ العام ما استحلّ عاما اوّل و يحرّم العام ما حرّم عاما اوّل» خ ١٧٦ ٣٥٤
عون
يارى. اعانت: يارى كردن. استعانت: يارى خواستن. تعاون: يكديگر را يارى كردن. معونت: يارى كردن. موارد بىشمارى از آن در «نهج» آمده است به امام صلوات الله عليه گفته شد: چطور بر حريفان غلبه كردى فرمود: «ما لقيت رجلا الّا اعاننى على نفسه» حكمت ٣١٨ يعنى هيچ حريفى را نديدم مگر آنكه مرا در غلبه به خودش يارى كرد مرحوم رضى فرمايد: منظور آن حضرت افتادن هيبت او در قلب حريف است.
طلحه و زبير به حضرت گفتند: شما را بيعت مىكنيم بر اينكه در كار خلافت شريك تو هستيم فرمود: «لا و لكنّكما شريكان فى القوّة و الاستعانة و عونان على العجز و