مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٧٩ - شجر
«مشاتى» جمع مشتى و مشاة يعنى محلى كه براى زمستان است چنانكه «مصائف» به معنى محلهاى تابستان مىباشد در رابطه با علم خداوند فرموده: «عالم السرّ من ضمائر المضمرين... و مصائف الذّر و مشاتى الهوامّ و رجع الحنين من المولهات و همس الاقدام...» خ ٩١ ١٣٤ ناگفته نماند: كلام امام صلوات الله عليه درباره علم خداوند در خطبه ٩١ اشباح از ص ١٣٤ از كلمه «عالم السّر» تا ص ١٣٥ «كما هو اهله» در اوجى از بلاغت و محتوا است كه هر خواننده را مبهوت مىكند، ابن ابى الحديد بعد از نقل آنها، ديوانهوار و بهت زده خودش را گم كرده است.
بهر حال «ذّر» جمع ذرّه به معنى مورچه زير است. هوّام جمع هامّه به معنى افعى و يا مطلق حشرات زهردار است،
ابن ابى الحديد گويد: هامّه گفته نمىشود مگر به مارهاى زهردار و مخوف
«مولهات» زنان و شترانى است كه بچه آنها را از دستشان گرفته باشند. يعنى: خدا داناست به راز رازداران و داناست. به محلهائيكه مورچگان زير در تابستان در آن هستند و داناست به سوراخهائيكه حشرات زهردار در زمستان در آن زندگى مىكنند و داناست به گرديدن نالهها در سينه زنان و حيوانات فرزند از دست رفته و اناست به صداى بسيار خفيف پاها. در وقت قدم برداشتن (حيف كه كلمات من نمىتواند محتواى كلام امام ٧ را مجسّم نمايد).
شجر
(مثل شرف) درخت
اهل لغت گفتهاند: هر روئيدنى كه تنه دارد شجر است و آنچه تنه ندارد نجم و عشب و حشيش است
«شجر» مطلق است واحد آن شجره مىباشد مثل ثمر و ثمره «شجر» بر وزن عقل و مشاجره و تشاجر به معنى تنازع آيد،
در مجمع البيان فرموده: علت اين تسميه آنستكه سخن «خصم مثل برگ و شاخه درختان به هم آميخته و مختلط مىشود
شجر و شجره به معنى نسب نيز آيد، بيست و سه مورد از اين كلمه در «نهج» آمده است در رابطه با اهل بيت : فرموده: «نحن شجرة النبوّة و محطّ الرسالة و مختلف الملائكة و معادن العلم و ينابيع الحكم» خ ١٠٩ ١٦٢، ما درخت و خانواده نبوت، و محل فرو آمدن وحى، و محل رفت و آمد ملائكه و معدنهاى علم و چشمههاى حكم خدا هستيم. دربا ره رسول خدا ٦ فرمود: «عترته خير العتر و اسرته