مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٩٧ - غيرت
١٧٠ ٢٤٤ محلهاى نزول باران، شرح آن در «عطش» گذشت
غير
تغيير به معنى تبديل و تحويل است. «غير» گاهى به معنى «لا» و نفى صرف آيد مثل «غير مبين» كه به معنى «لا مبين» است و گاهى براى اثبات است به معنى «الّا» مثل «هل من خالق غير الله» كه به معنى «الّا الله» است، موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است، به حسن مجتبى ٧ مىنويسد: «اذا تغيّر السلطان تغّير الزمان» نامه ٣١ ٤٠٥، چون سلطان و حاكم قومى متغّير شد و ظلم پيشه كرد زمان عوض مىشود، مردم بر او مىشورند.
در حكمت ٢٧٢ فرموده: «لو قد استوت قدماى من هذه المداحض لغيّرت اشياء» اگر قدمهايم از اين لغزشگاهها ثابت گردد اشيائى را تغيير خواهم داد، گوئى نظر مباركش آن است اگر اين فتنهها و آشوبها آرام گيرد اشيائى را كه بر خلاف به وجود آمدهاند تغيير خواهم شد
«غير» به كسر اول و فتح دوم حادثههاى تغيير دهنده، در لغت آمده:
«غير الدهر: احداثه المغّيرة»
چنانكه فرموده: «فاتّعظوا بالعبر و اعتبروا بالغير و انتفعوا بالنذر» خ ١٥٧ ٢٢٣، موعظه گيريد از عبرتها و اندرز اخذ كنيد از حادثات روزگار و بهره گيريد از انذارها.
غيرت
نخوت. رشك. حميّت. «غيرة المرئة كفر و غيرة الرجل ايمان» حكمت ١٢٤، محمد عبده در شرح اين سخن گفته است غيرت زنان منجر به كفر مىشود كه شوهر خود را از گرفتن زن ديگر كه خدا حلال كرده مانع مىشود ولى غيرت مرد ايمان است و آن اينكه به زن خود اكتفا كرده و زنا نكند و نيز فرموده: «قدر الرجل على قدر همّته... و عفّته على قدر غيرته» حكمت ٤٧ و نيز فرموده: «ما زنى غيور قطّ» حكمت ٣٠٥
«غائر» شخص با غيرت. چنانكه فرموده: «اين المانع للذمار و الغائر عند نزول الحقائق من اهل الحفاظ» خ ١٧١ ٢٤٦، كجاست آزادمردى كه به حمايت خويش برخيزد و غيرتمندى هنگام آمدن گرفتاريها بستيزد. «تغاير»: اختلاف و غيرت به همديگر.