مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٠٥ - فخذ
منظور بحث و جستجو از صحت و سقم اعمال و يا محاسبه اعمال است راجع به حكومت عبد الملك مروان يا نظير او فرموده: «لكانّى انظر الى ضليّل قد نعق بالشام و فحص براياته فى ضواحى كوفان فاذا فغرت فاغرته... و ثقلت فى الارض وطأته عضّت الفتنة ابنائها بانيابها» خ ١٠١ ١٤٧، همين كلام با كمى تفاوت در خ ١٣٨ ١٩٦ تكرار شده است يعنى گويا مىبينم آدم بسيار گمراهى را كه در شام نعره كشيده و پرچمهاى خود را در اطراف كوفان به زمين زده است و چون دهانش باز شود و به صدا درآيد و پايش در زمين محكم شود فتنه اهل فتنه را با دندانهايش مىگزد و گاز مىگيرد «فحص براياته» يعنى براى پرچمهايش جا باز كرد.
ابن ابى الحديد گويد: اين كلام اشاره به عبد الملك مروان (عليه لعائن الله) است، ابن ميثم فرموده: گويند اشاره به سفيانى و دجّال است و گويند اشاره به معاويه است ولى بهتر آنستكه اشاره به عبد الملك مروان باشد، بقيّه سخن در «فغر» ديده شود
فحل
از هر حيوان «نر» آنرا فحل گويند:
«الفحل الذكر من كلّ حيوان»
جمع آن فحول و افحل... است و آن هفت بار در «نهج» آمده است: استفحال به معنى اشتداد و سخت شدن است، درباره شيطان فرموده: «فاحذروا عباد الله عدوّ الله... استفحل سلطانه عليكم و دلف بجنوده نحوكم» خ ١٩٢ ٢٨٨، بندگان خدا از دشمن خدا بترسيد قدرتش بر شما بيشتر شده و لشكريانش را به سوى شما روان كرده است.
«امواج مستفحلة» خ ٩١، يعنى امواج شديد «ابصار هذه الفحول طوامح» حكمت ٤٢٠ در «طمح» گذشت «الفحول المغتلمة» خ ١٦٥ ٢٣٧ يعنى نرهاى پر شهوت.
و درباره جهاد مسلمين با كفار در زمان رسول خدا ٦ فرموده: «و لقد كان الرجل منا و الآخر من عدوّنا يتصاولان تصاول الفحلين يتخالسان انفسهما ايّهما يسقى صاحبه كأس المنون» خ ٥٦ ٩٢ و معنى آن در «صول» گذشت
فخذ
به فتح اوّل و كسر دوّم ران. و آن فقط يك بار در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «ينزل الصبر على قدر المصيبة و من ضرب يده على فخذه عند مصيبته