مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٢١ - فطم
الرياح برحمته» خ ١ ٣٤
افطار روزه يعنى شكستن روزه است مثل «و صلّوا بهم المغرب حين يفطر الصائم» نامه ٥٢ ٤٢٦ فطرة: نهاد بشرى. سرنوشت:
«الفطرة: الخلقة التى خلق عليها المولود فى رحم امّه»
و آن پنج بار در «نهج» آمده است درباره بيزارى از خودش فرموده: بعد از من مردى گشاد گلو و شكم كندهاى بر شما مسلّط خواهد شد... او شما را به دشنام دادن به من و برائت از من خواهد خواند، مرا دشنام بدهيد امّا از من بيزارى نكنيد كه من بر فطرت توحيد متولّد شدهام: «و امّا البرائة فلا تتبرّوا منّى فانّى ولدت على الفطرة و سبقت الى الايمان و الهجرة» خ ٥٧ ٩٢ توجيه آن در «برء» گذشت.
درباره انبياء : فرموده: «فبعث فيهم رسله و واتر اليهم انبيائه ليستأدوهم ميثاق فطرته» خ ١ ٤٣ يعنى رسولان را مبعوث كرد و پيامبران را پى در پى فرمود تا اداى پيمان فطرت خدا از مردم بخواهند، معلوم مىشود كه توحيد در فطرت انسان گذاشته شده است.
فطم
بريدن. مثل بريدن ريسمان و بريدن طفل از شير. و آن سه بار در «نهج» آمده است، درباره طلحه و زبير و ناكثين فرموده: «و يرتضعون امّا قد فطمت و يحيون بدعة قد اميتت» خ ٢٢ ٦٣ از مادرى شير مىخواهند كه طفل را از شير بريده است و زنده مىكنند بدعتى را كه مرده است، درباره رسول خدا ٦ فرموده: «و لقد قرن الله به من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم» خ ١٩٢ ٣٠٠
فاطمه
صلوات الله عليها و على ابيها و بعلها و بنيها، نام مباركش دو بار در «نهج» آمده است. آنحضرت درباره صدقات خود فرموده: «فانه يقوم بذلك الحسن بن علّى يأكل بالمعروف و ينفق منه بالمعروف فان حدث بحسن حدث و حسين حىّ قام بالامر بعده و اصدره و مصدره، الا و انّ لابنى فاطمة من صدقة علّى مثل الذى لبنى علّى و انّى انّما جعلت القيام بذلك الى ابنى فاطمة اتبغاء وجه الله و قربة الى رسول الله ٦» نامه ٢٤ ٣٧٩، يعنى حسن بن على وكيل صدقات من است، به طور