مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٢٧ - نزه
فقط يك بار در «نهج» آمده است، درباره خلقت زمين فرموده: «فهمد بعد نزقاته و لبد بعد زيفان و ثباته» خ ٩١ ١٣٢ نزقات جمع نزقه است يعنى زمين بعد از آنهمه طپشها و جهشهايش خاموش گرديد و بعد از تبختر موجهايش، ايستاد و آرام شد.
نزل
نزول در اصل به معنى فرود آمدن است:
«النزول فى الاصل: هو انحطاط من علوّ»
آنگاه همه مشتقاتش به همين مناسب است، مادّى باشد يا معنوى و غيره، موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است، چنانكه فرمايد: «و ينزل الصبر على قدر المصيبة و من ضرب يده على فخذه عند مصيبته حبط عمله» حكمت ١٤٤.
استنزال: طلب نزول: «استزلوا الرزق بالصدقة» حكمت ١٣٧ «نزل» (مثل عنق) آنچه براى ميهمان از پذيرائى آماده شده است، درباره رسول خدا ٦ فرموده: «اللهم اعل على بناء البانين بنائه و اكرم لديك نزله و شرّف عندك منزلته» خ ١٠٦ ١٥٤، خدايا بناى او را از بناى بانيان بلندتر فرما. پذيرائيش را در نزد خود محترم گردان، و مقام او را در نزد خودت مشرّف فرما.
منزلت
مقام و مرتبه: «اللهم انّى استعديك على قريش و من اعانهم فانهم قطعوا رحمى و صغّروا عظيم منزلتى» خ ١٧٢ ٢٤٦.
جنگيدن را نزال و منازله گويند كه هر يك از حريفان در مقابل هم نازل مىشوند و فرود مىآيند: «منازلة الشجعان» نامه ٤٥: جنگيدن با شجاعان. نازله و نوازل: حوادثى كه پيش مىآيند
نزه
(مثل عقل) دور كردن.
«نزه ابله: باعدها عن الماء»
نزاهة: دور شدن از هر مكروه «تنزيه»: دور كردن پنج مورد از آن در «نهج» آمده است چنانكه فرمايد: «فرض الله الايمان تطهيرا من الشرك و الصلاة تنزيها عن الكبر» حكمت ٢٥٢ در وصف اهل تقوى فرموده: «بعده عمنّ تباعد عنه زهد و نزاهة و دنّوه ممّن دنا منه لين و رحمة» خ ١٩٣ ٣٠٦، دورى او از كسيكه از او دورى مىكند، زهد و دور شدن از مكروه است و نزديكى او به آنكه نزديك مىشود، نرمى و رحمت است، در مقام موعظه فرمايد: «و كونوا عن الدنيا نزّاها و الى الاخرة ولّاها و لا تضعوا من