مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٠٨ - عذم
فادح
جوهرى عقوبت
راغب درد آوردن شديد گفته است
در قاموس قرآن گفتهام: اصل آن به معنى منع است، عذاب را از آن عذاب گفتهاند كه از راحتى منع مىكند،
اهل لغت منع را يكى از معانى عذاب گفتهاند از اين ماده موارد زيادى در «نهج» آمده است.
آن حضرت لشكرى را مشايعت مىكرد فرمود: «اعذبوا عن ذكر النساء ما استطعتم» خ ٧ ٥١٩ آنچه بتوانيد از يادآورى زنان، خود را منع كنيد در نهايه (عذب) ذيل حديث را چنين گفته است: «فانّ ذلكم يكسركم عن الغزو» چون اين يادآورى شما را از جهاد باز مىدارد.
عذر
پوزش.
در اقرب الموارد گويد: عذر حجتى است كه با آن پوزش خواسته مىشود
راغب گويد: عذر آن است كه انسان مىخواهد با آن گناه خويش را محو مىكند
اعتذار: عذرآوردن، معذّر كسى است كه عذر مىآورد ولى عذر ندارد، معتذر عكس آن است «اعذار» عذر آوردن و عذر اظهار كردن «اوصيكم بتقوى الله الذى اعذر بما انذر» خ ٨٣ ١١٢ وصيت مىكنم شما را به تقواى خدا كه با انذار براى شما عذر آورده از عذاب كه يعنى عذاب خواهيد شد.
«العمر الذى اعذر الله فيه ستّون سنة» حكمت ٣٢٦ عمريكه خداوند، در آن، انسان را مورد عذر قرار داده شصت سال است بعد از آن در صورت گناه كردن عذرش پذيرفته نيست.
«و اعدزوا من لا حجّة لكم عليه» ح ٨٧ ١٢٠
معذرة
عذرخواهى با حجت جمع آن معاذير است كه در خ ٢٢٣ و ١٧٤ و غيره آمده است در رابطه با رسول خدا ٦ فرموده: «و جاهد فى الله اعدائه غير واهن و لا معذّر» خ ١١٦ ١٧٣، گفته شد: معذّر كسى است كه عذر بىجا مىآورد، در قرآن مجيد آمده.
﴿«وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ لِيُؤْذَنَ لَهُم﴾» منظور كسانى است كه عذر نداشته و عذر بىجا مىآوردند.
عذل
ملامت كردن.
«عذله: لامه»
آن فقط يكبار در «نهج» آمده است در باره منافقان فرموده: «ان سئلوا الحفوا و ان عذلوا كشفوا» خ ١٩٤ ٣٠٧، اگر چيزى بخواهند با اصرار مىخواهند و اگر ملامت كنند، ملامت شده را رسوا مىكنند
عذم
گاز گرفتن.
«عذم الفرس عذما: عضّ»
از اين ماده فقط يك مورد در «نهج» آمده است كه فرموده: «و ايم الله لتجدنّ بنى اميّة لكم ارباب سوء بعدى كالناب