مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٧٣ - مرق
مرع
مرع (مثل شرف) و مراعة به معنى فراوانى است با كثرت روئيدنيها. «امراع» ا ز باب افعال بودن در خصب و فراوانى است، آن فقط يك بار در «نهج» آمده است كه در دعاى استسقاء فرمايد: «و انزل علينا سماء مخضلة... حتّى يخصب لامراعها المجدبون و يحيا ببركتها المسنتون» خ ١١٥ ١٧٢ بر ما بارانى پرآب نازل فرما تا با فراوانى آن مردم بىباران به وسعت برسند و به بركت آن قحطى زدگان زنده گردند
مرغ
تمّرغ غلطيدن چهار پا در خاك است و آن فقط يكبار در «نهج» آمده است، به زياد بن ابيه كه كارگزار آن حضرت در بصره بود مىنويسد: «ا ترجو ان يعطيك اللّه اجر المتواضعين و انت عنده من المتكبّرين و تطمع- و انت متمّرع فى النعيم تمنعه الضعيف و الارملة- ان يوجب لك ثواب المتصدقين» نامه ٢١ ٣٧٧ يعنى در حاليكه تو در نعمت من غلطى و ضعيف و زن بىشوهر را محروم مىكنى كه خدا به تو ثواب اهل صدقه را بدهد
مرق
مروق: نفوذ تير در هدف و خارج شدن از آن سوى «مرق من الدين» يعنى از دين خارج شد به علت بدعتى يا ضلالتى، هفت مورد از آن در «نهج» آمده است «مارقين» از دين خارج شوندگان كه خوارج بودند چنانكه فرمايد: «انا حجيج المارقين و خصيم الناكثين المرتابين و على كتاب اللّه تعرض الامثال و بما فى الصدور تجازى العباد» خ ٧٥ ١٠٣ «حجيج» دليل آور و خصم، من خصم خوارج و دشمن بيعت شكنان شكّاك هستم، كارهاى متشابه بر كتاب خدا عرضه مىشود (آنچه مطابق آن باشد پيروى مىگردد) و مردم در مقابل نيّت خود مجازات مىشوند.
محمد عبده در ذيل اين كلام گويد: آن حضرت ٧ خوارج را با برهان قاطع بريد و پيروزشان شد و آن حضرت در كارهايش بر حكم قرآن عمل كرد هر كس ملتزم به احكام قرآن باشد به خود حق نمىدهد كه به آن جناب اشكالى وارد كند.
و نيز فرموده: رسول خدا ٦ مرا به قتال اهل تجاوز و بيعت شكن و اهل فساد امر فرمود: با ناكثان جنگيدم، با قاسطان نبرد كردم و مارقين