مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٨٢ - غشّ
اغراء» نامه ٥٣ ٤٣٥ آنكس كه ستايش مردم او را سبك و خودبين نكند و تشويق او را منحرف سازد
غزر
غزر و غزارت: كثرت و زيادت. و آن فقط يكبار در «نهج» آمده است، درباره اسلام فرموده: «ثمّ انّ هذا الاسلام... ينابيع غزرت عيونها و مصابيح شبّت نيرانها» خ ١٩٨ ٣١٤ اين اسلام مخازنى است كه چشمههايش پر آب است و چراغهائى است كه انوارش بلند است
غزو
رفتن به طرف دشمن براى جنگ «غزوه» يك دفعه جنگ «اغزار» فرستادن به جنگ، چهار مورد از آن در «نهج» يافته است، در مذمّت ياران اين حقيقت را فرمود: «و الله ما غزى قوم قطّ فى عقر ديارهم الّا ذلّوا» خ ٢٧ ٦٩، به خدا قسم هيچ قومى در وسط ديارشان مورد جنگ واقع نشدهاند مگر آنكه ذليل گشتهاند
غسق
شدت ظلمت و يا تاريكى اوّل شب و آن دو بار در «نهج» آمده است: «الحمد لله كلّما وقب ليل و غسق و الحمد لله كلّما لاح نجم و خفق» خ ٤٨ ٨٧ حمد خدا را هر وقت كه شب آيد و تاريك گردد، حمد خدا را هر وقت ستارهاى آشكار شود و غروب كند، دوّمى در «دجن» گذشت
غسل
(بر وزن عقل) شستن و بر وزن قفل اسم مصدر است و آن فقط دو بار در «نهج» آمده است، درباره نماز فرموده: «و شبّهها رسول الله- صلّى الله عليه و آله- بالحمّة تكون على باب الرجل فهو يغتسل منها فى اليوم و الليلة خمس مرّات» خ ١٩٩ ٣١٧ معنى آن در «حم» گذشت.
درباره تغسيل آن حضرت فرموده: «و لقد ولّيت غسله ٦ و الملائكة اعوانى» خ ١٩٧ ٣١١ من به غسل آن مأمور شدم در حالى كه ملائكه ياوران من بودند
غشّ
به فتح اول خيانت كردن و به كسر اوّل: خيانت، آن در واقع عدم خير خواهى و نشان دادن غير مصلحت است. «غاشّ» خائن. مواردى از آن در «نهج» آمده است، در حكمت ٢٨١ فرموده: «و لا يغشّ العقل من استنصحه» هر كس