مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٩٩ - فئة
باب الفاء
فوأد
قلب. «فأد» به معنى بريان كردن است، قلب را از آن فوأد گويند كه در آن توّقد و دلسوزى هست، به قولى علت اين تسميه تأثر و تحوّل قلب است كه «فأد» به معنى حركت و تحريك نيز آمده است، مواردى از آن در «نهج» يافته است، درباره رسول خدا ٦ فرموده: «قد صرفت نحوه افئدة الابرار و ثنيت اليه ازّمة الابصار» خ ٩٦ ١٤١، قلوب نيكان به طرف او برگشته شد و زمام بصيرتها و چشمها به سوى وى مايل گرديد
فال
ضدّ شومى. و آن اين است مثلا پى كارى مىرود و آدم نيكوكارى روبرو مىآيد از آن فال مىزند و تيمّن مىكند، كه ان شاء الله خير در پيش است و آن ضد تطيّر و فال بد زدن است و فقط يك دفعه در «نهج» آمده است در حكمت ٤٠٠ فرموده: «العين حقّ و الرقّى حق و السحر حق و الفال حقّ...» يعنى اينها حقيقت و واقعيت دارند، معلوم مىشود كه فال خوب اثر دارد و در پيشامدها اثر مىگذارد، در روايات آمده كه رسول خدا ٦ تفّأل مىكرد و تطيّر نمىكرد، آنگاه كه در «حديبيّه» سهيل بن عمرو از طرف مشركين آمد، حضرت از آمدن او تفأل كرد و فرمود: «قد سهّل الله عليكم امركم» بحار ج ٢٠ ص ٣٣٣
فئة
گروه. دسته. در اقرب الموارد گويد: تاء آن عوض ازياء است كه در اصل «فأى» بوده، و آن سه بار در «نهج» آمده است، در يك كلام عجيبى فرموده: از من سئوال كنيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد، به خدائيكه جانم در دست اوست