مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٣٧ - عقيل
معقل
(بر وزن مجلس) پايگاه و ملجاء، جمع آن معاقل است چنانكه فرموده: «و لا معقل احسن من الورع» حكمت ٣١٧ پناهگاهى بهتر از ورع نيست درباره مردگان فرموده: «فاسلمتهم المعاقل و لفظتهم المنازل» ح ١٩١ ٢٨٠، پناهگاهها آنها را تسليم كرده و منازل آنها را بيرون انداختهاند.
عقيل
ابن ابى طالب دوّمين برادر امير المؤمنين ٧ است ابو طالب سلام اللّه عليه چهار پسر داشت كه هر يك از ديگرى ده سال بزرگتر بودند، اوّل طالب، دوّم عقيل، سوّم جعفر و چهارم امير المؤمنين ٧ حالات عقيل مشهور و مفصّل است، در معجم رجال الحديث فرموده: صدوق عليه الرحمه با سند ضعيف از ابن عباس نقل كرده: على ٧ به رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض كرد: يا رسول اللّه شما عقيل را دوست مىداريد. فرمود: آرى به خدا او را دو نوع دوست مىدارم يكى خودش را ديگرى براى دوست داشتن ابو طالب او را، و پسر او در محبت پسر تو (حسين ٧) مقتول خواهد شد عقيل در سال پنجاه هجرت به سنّ نود و شش (٩٦) سالگى از دنيا رفت.
نام او دوبار در «نهج» آمده است، آنگاه كه امام صلوات اللّه عليه درباره خود سخن مىگفت در محضر عموم در خطبهاى فرمود: «و اللّه لقد رأيت عقيلا و قد املق حتى استماحنى من برّكم صاعا. و رأيت صبيانه شعث الشعور غبر الالوان من فقرهم كانّما سوّدت وجوههم بالعظلم و عاودنى مؤكّدا و كرّر علّى القول مردّدا فاصغيت اليه سمعى فظّن انّى ابيعه دينى و اتّبع قياده مفارقا طريقتى فاحميت له حديدة ثمّ ادنيتها من جسمه ليعتبر بها فضّج ضجيج ذى دنف من المها و كان ان يحترق من ميسمها فقلت له ثكلتك الثواكل يا عقيل اتئنّ من حديدة احماها انسانها للعبه و تجرّنى الى نار سجرّها جبّارها لغضبه اتئنّ من الاذى و لا ائنّ من لظى» خ ٢٢٤ ٣٤٦ و ٣٤٧ ترجمه كلمات چنين است.
به خدا قسم برادرم عقيل را ديدم در فقر شديد كه از من از گندم شما (گندم بيت المال) سه كيلو خواست، بچههايش را ديدم كه از فقر موى چركين و تيره رنگ شده بودند، گوئى چهرهشان با «نيل» رنگ شده بود، چند دفعه آن تقاضا را از من كرد من