مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٩٠ - غمز
٢٣٠ ٣٥٢ نزديك است كه شما را احاطه كند ظلمتهاى شدائد مرگ و احاطه كنندههاى سكراتش.
در حكمت ٤١٣ فرموده: «من صبر صبر الاحرار و الّا سلا سلّو الاغمار» اغمار جمع غمر به ضم و فتح و كسر اول به معنى جاهل است، معنى آن در «سلو» گذشت.
«يعلم عجيج الوحوش فى الفلوات... و اختلاف النينان فى البحار الغامرات» خ ١٩٨ ٣١٢ غامرات درياهاى ژرف و پرآب و محيط. يعنى مىداند زوزههاى وحوش را در بيابانها و آمد و شد ماهيان را در درياهاى ژرف و پرآب.
درباره اهل بيت : فرموده: «اللهم بلى لا تخلو الارض من قائم لله بحجّة امّا ظاهرا مشهورا و امّا خائفا مغمورا لئلّا تبطل حجج الله و بينّاته اولئك و الله الا قلّون عددا و الاعظمون عند الله قدرا يحفظ الله بهم حججه و بينّاته حتى يودعوها نظرائهم و يزرعوها فى قلوب اشباههم» حكمت ١٤٧ بلى زمين از حجت خدا خالى نمىشود يا درميان مردم ظاهر و آشكار است و يا مكتوم و خائف، تا دلائل آشكار خدا، باطل و بىاثر نشود، آن حجتها قسم به خدا از نظر عدد كمند ولى نزد خدا داراى بزرگترين مقامند خداوند به وسيله آنها دلائل آشكار خودش را حفظ مىكند، تا آنها دلائل خدا را در امثال خود وديعه گذارند و در قلوب كسانى مانند خود بكارند رجوع شود به اصول كافى كتاب الحجة و در آنجا رواياتى هست كه اگر در دنيا دو نفر باقى بمانند يكى حجت خواهد بود و نيز رجوع شود به «امام»، «خلافت»، و «اهل بيت»
غمز
اشاره با چشم و پلك و ابرو. «غمز» (بر وزن شرف) مرد ضعيف، سه مورد از اين ماده در «نهج» آمده است.
درباره خودش فرموده: «و الله ما استغفل بالمكيدة و لا استغمز بالشديدة» خ ٢٠٠ ٣١٨ هر دو فعل به صيغه مجهول است به خدا قسم با حيله مورد غفلت واقع نمىشوم و در مقابل قدرت قوى، ضعيف نمىگردم.
درباره گذشتگان و عبرت گرفتن از آنها فرموده: «فهم حكّام على العالمين و ملوك