مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦١٧ - شهود
مورد از اين ماده در «نهج» يافته است در مذمت يارانش فرموده: «فتواكلتم و تخاذلتم حتَّى شنَّت عليكم الغارات و ملكت عليكم الاوطان» خ ٢٧ ٦٩ كارها را به يكديگر موكول كرديد، و خوارى پيشه گرفتيد تا هجومها از هر جهت به طرف شما ريخته شد و شهرهاى شما تصرّف گرديد. «غارات مشنونة» در خ ١٩٢ يعنى هجومها و حملههائيكه از همه جهت شده است
شهب
شهاب: تكّه آتش و
به قول راغب شعله آتش
و نيز شهاب شعلههاى مخصوصى است كه از سوختن سنگهاى آسمانى در فضا ديده مىشوند آن سه بار در «نهج» آمده است در وصف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده: «فهو... سراج لمع ضوئه و شهاب سطع نوره و زند برق لمعه» ٩٤ ١٣٩، او چراغى است كه نورش تابش كرده و شهابى است كه روشنائيش گسترده و چخماقى است كه برقش جهيده است درباره آسمان فرموده: «و اقام رصدا من الشهب الثواقب على نقابها... و رمى مسترقّى السمع بثواقب شهبها» خ ٩١ ١٢٨، كمين قرار داد از شهابهاى نافذ بر شكافهاى آسمان... و تير باران كرد شياطين استراق سمع را با شهابهاى نافذش، ناگفته نماند منظور از شهاب در اينجا و در آيات قرآن مجيد ظاهرا نوارهاى نورانى در آسمان نيست كه آنها رادع شياطين نتوانند بود، پس منظور معانى ديگرى است
شهود
شهود و شهادت به معنى حضور و معاينه كار است.
«شهد امرا» يعنى در كارى حاضر شد و آنرا ديد
شهادت گاهى به معنى خبر قاطع و نيز به معنى اداى شهادت و اظهار خبر قاطع باشد، ايضا به معنى اقرار، حكم و علم آيد «شاهد» حاضر و بيننده جريان. جمع آن شهود و اشهاد است «شهيد» به معنى شاهد، جمع آن شهداء است.
كسانى را كه در راه خدا كشته مىشوند شهيد و شهداء گويند. شهيد ثانى ; در شرح لمعه فرموده: علت اين تسميه آنستكه او گواهى داده شده است براى بهشت و غفران. و شايد علت آن باشد كه او از شاهدان اعمال در روز قيامت است، به هر حال موارد زيادى از اين كلمه در «نهج» آمده است آنحضرت به خوارج فرمود: «اكلّكم شهد معنا صفّين فقالوا منّا من شهد و منّا من لم يشهد قال: فامتازوا فرقتين فليكن من شهد صفّين فرقة و من لم يشهدها فرقة حتّى اكلّم كلّا بكلامه» خ