مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٠١ - عثر
درباره اهل بيت : فرموده: «و كيف تعمهون و بينكم عترة نبيّكم و هم ازّمة الحقّ و اعلام الدين» ح ٨٧ ١٢٠ چطور سرگردان مىشويد، حال آنكه اهل بيت پيامبرتان در ميان شماست، آنها زمامهاى حق و اركان دين هستند. درباره رسول خدا ٦ فرموده: «عترته خير العتر و اسرته خير الاسر و شجرته خير الشجر» خ ٩٤ رجوع شود به «اسر» عتر مثل عنب جمع عترت است
عتق
آزاد كردن، نه مورد از آن به معانى مختلف در نهج آمده است اوّل آزاد كردن، درباره دنيا فرموده: «و الناس فيها رجلان: رجل باع فيها نفسه فاوبقها و رجل ابتاع نفسه فاعتقها» حكمت ١٣٣، مردان در دنيا دو مردند: مرديكه خويش را در دنيا فروخت و به هلاكت انداخت و مرديكه نفسش را خريد و آزاد كرد
درباره نماز فرموده: «و اذهابا للخيلاء عنهم و لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا» خ ١٩٢ ٢٩٤، عتاق جمع عتيق است به معنى بزرگوار و محترم، نماز براى از بين بردن تكبّر از انسانهاست و در آن است از به خاك ماليدن چهرههاى محترم براى تواضع.
در رابطه با آمدن مغول فرموده: «يعتقبون الخيل العتاق» خ ١٢٨ ١٨٦، اسبان عتيق و اصيل را يدك مىكشند.
عاتق: گردن انسان، عواتق جمع آن است «سيوفكم على عواتقكم» خ ١٢٧ ١٨٤ آنرا درباره خوارج فرموده است.
عتوّ
(مثل غلوّ) تجاوز. نافرمانى. دو مورد از آن در «نهج» ديده مىشود در شكايت از زمان فرموده: «اصبحنا فى دهر عنود و زمن كنود، يعدّ فيه المحسن مسيئا و يزاد الظالم فيه عتوُّا» خ ٣٢ ٧٤، در روزگارى منحرف و در زمانى ناسپاس واقع شديم، نيكوكار در آن بدكار حساب مىشود و ظالم تجاوز خويش را روز افزون مىكند
عثر
عثر و عثار و عثور: لغزيدن و افتادن
«عثر الرجل عثارا: سقط»
و بطور مجاز به كسى گفته مىشود كه بدون خواستن به چيزى مطّلع مىشود، هفت مورد از آن در «نهج» آمده است، «من جرى فى عنان امله عثر باجله» حكمت ١٩، هر كس در لجام آرزويش حركت كند با مرگش مىافتد (پيش از آنكه چيزى بدست آورد).
درباره بزرگواران فرموده: «اقيلوا ذوى المروءآت عثراتهم فما يعثر منهم عاثر الّا و يد الله بيده يرفعه» حكمت ٢٠، لغزشهاى بزرگواران را برگردانيد، هيچ لغزش