مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٦٢ - ولّه
«انّ للّه ملكا ينادى فى كلّ يوم لدوا للموت و اجمعوا للفناء و ابنوا للخراب» يعنى خدا را ملكى است كه هر روز ندا مىكند: بزائيد براى مرگ، جمع كنيد اموال را براى نابودى و بسازيد براى خراب شدن، اين ترسيمى است از زندگى دنيا.
ولدان (مثل انسان) جمع وليد يعنى مولود است درباره مرگ انسان فرموده: «تحمله حفدة الولدان و حشدة الاخوان» خ ٨٣ ١١٣ كه در «حشر» گذشت.
ولم
وليمه: طعام عروسى و يا هر طعامى كه براى دعوت ديگران تهيّه شده است، آن فقط يك بار در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «و لا تجتمع عزيمة و وليمة» خ ٢٤١ ٣٥٩ يعنى اراده بزرگ با ميهمانى و لذائذ مادّى قابل نيست، مشروح آن در «عزم» گذشت.
وله
(مثل شرف) پناه بردن. اندوه و يا رفتن عقل از اندوه. چنان شخص را ولهان (مثل رمضان) و واله گويند، به معنى خوف و تحيّر از شدت وجد و مهربانى نيز آيد، سيزده مورد از آن در «نهج» آمده است.
درباره كعبه فرموده است: «و فرض عليكم حجّ بيته الحرام الذى جعله قبلة للأنام... يألهون اليه ولوه الحمام» خ ١ ٤٥، يعنى به آن پناه مىبرند مانند پناه بردن كبوتر، درباره مردان حق فرموده: «اين القوم الذين دعوا الى الاسلام فقبلوه... و هيجوا الى الجهاد فولهوا و له اللقاح الى اولادها» خ ١٢١ ١٧٧، كجايند قومى كه به اسلام خوانده شدند و آن را قبول كردند و به جهاد ترغيب شدند مانند ناقهايكه به طرف بچه جدا شدهاش مىروند، به طرف جهاد رفتند. درباره حق تعالى فرموده: «لا تحجزه هبة عن سلب و لا يشغله غضب عن رحمة و لا تولهه رحمة عن عقاب» خ ١٩٥ ٣٠٩ يعنى دادن چيزى او را از گرفتن چيزى مانع نمىشود، و غضب به كسى از رحمت به ديگرى مشغولش نمىگرداند و رحمت به كسى از عقاب به ديگرى متحيّر و غافلش نمىنمايد
«اولهه الحزن و أوجعه ايلاها: صيّره والها»
ولّه
(مثل طلّب با تشديد) جمع واله و والهه و آن ناقهاى است كه عشقش به بچهاش زياد است چنانكه درباره ثواب اهل زهد فرموده: «فو اللّه لو حننتم حنين الوّله