مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٤٠ - لظى
اتكالا على جسيمها فانّ لليسير من لطفك موضعا ينتفعون به و للجسيم موقعا لا يستغنون عنه» نامه ٥٣ ٤٣٣، لطف در هر دو مورد به معنى مدارا است و «لطيف» كارهاى نازك و جزئى است يعنى هيچ مدارائى را كوچك مشمار كه درباره آنها مىكنى و از بررسى كارهاى جزئيشان غفلت نكن به علت آنكه كارهاى بزرگشان را زير نظر دارى زيرا كه براى مداراى جزئى محلى هست كه از آن بهرهمند مىشوند و براى دقّت در كار بزرگ محلى هست كه از آن بىنياز نيستند.
«لطيف الاصوات» خ ٦٥ صداهاى نازك و مخفى، و نيز فرمايد: «فاجعلوا طاعة الله شعارا دون دثاركم... و لطيفا بين اضلاعكم» خ ١٩٨ ٣١٣، «لطيف» در اينجا ظاهرا به معنى نافذ باشد يعنى طاعت خدا را در باطنتان قرار دهيد نه در ظاهرتان و نافذ در بين دندههايتان نمائيد (ميان استخوانهايتان)
لطم
(مثل عقل) زدن:
«لطمه لطما: ضرب خدّه او صفحة جسده بالكفّ مفتوحة»
تلاطم و التطام دريا، زدن موجهاست يكديگر را، از اين ماده مواردى در «نهج» آمده است، به معاويه مىنويسد: «و ارديت جيلا من الناس... و القيتهم فى موج بحرك تغشاهم الظلمات و تتلاطم بهم الشبهات» نامه ٣٢ ٤٠٦، جمعى از مردم را فريفته و در موج درياى ضلالتت انداختى كه تاريكهاى گمراهى آنها را فرا مىگيرد و شبههها در آنها متلاطم است
لظى
التهاب و مشتعل شدن آتش گويند:
«لظيت النار: تلهّبت»
سه مورد از آن در «نهج» آمده است، راجع به ايّام جاهليت فرموده: «ارسله على حين فترة من الرسل و طول هجعة من الاهم... و انتشار من الامور و تلّظ من الحروب» خ ٨٩ ١٢٢ خدا آن حضرت را در زمانى خالى از رسولان و در طول خواب آلودگى امّتها فرستاد و در زمان پراكندگى كارها و شعلهور بودن جنگها.
به برادرش عقيل آنگاه كه از بيت المال مىخواست فرمود: «اتئنّ من الاذى و لا أئنّ من لظى» خ ٢٢٤ ٣٤٧ «لظى» شعله خالص آتش است يعنى تو از اين اذيت ناله مىكنى من از شعله خالص جهنّم ناله نكنم درباره جنگ با معاويه فرمود: «فخذوا للحرب اهبتها... فقد شبّ لظاها و علا سناها» خ ٢٦ ٦٨، وسائل جنگ را به