مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٣٢ - عقب
شما را ساكت كرده، اجتماعتان را متفرق نموده و آثارتان را محو كرده است «تعفيه» به معنى محو كردن مىباشد.
و نيز فرموده: «عفافى الارض مخّطها» خ ١٤٩ ٢٠٧ در زمين اثر خط آن محو شد.
و درباره عفو خدا و طلب عفو از خداى تعالى مطالب زيادى دارد.
«الحمد للّه... الذى عظم حلمه فعفا و عدل فى كلّ ما قضى و علم ما يمضى و ما مضى» خ ١٩١ ٢٣٨ و در حكمت ١٠ فرموده: «اذا قدرت على عدوّك فاجعل العفو عنه شكرا للقدرة عليه» چون بر دشمنت قادر شدى و بر او دست يافتى، عفو از او را شكر قدرتت قرار بده و باز فرمايد: «اولى الناس بالعفو اقدرهم على العقوبة» حكمت ٥٢
عفو به معنى زيادت و فراوانى نيز آمده است گويند:
«عفا شعر البعير: كثر و طال و عفا الشىء كثر»
درباره حجّاج بيت اللّه فرموده: «قد نبذوا السرابيل وراء ظهورهم و شوّهوا باعفاء الشعور محاسن خلقهم» خ ١٩٢ ٢٩٣ يعنى در حال احرام لباسهاى خود را پشت سر انداخته و ترك كردهاند، و با طولانى كردن موها زيبائيهائى خود را بدقيافه نمودهاند.
منظور از «عفو» در «اخذ عفوها و نشاطها» نامه ٦٩ فراغت و راحتى است.
عافية
و معافاة: سلامت از هر بدى
«عافاه اللّه من المكروه: وهب له العافية من العلل... و دفع عنه كلّ سوء»
و آن چندين بار در «نهج» ديده مىشود، در حكمت ٤٢٦ فرموده: «لا ينبغى للعبدان يثق بخصلتين العافية و الغنى. بينا تراه معافى اذ سقم و بينا تراه غنيّا اذا فتقر» و در حكمت ٣٨٧ فرموده: «... و كلّ نعيم دون الجنّة فهو محقور و كلّ بلاء دون النار عافية» هر نعمت نسبت به بهشت حقير است و هر بلا نسبت به آتش عافيت و سلامتى است.
عقب
به فتح اوّل و كسر دوّم پاشنه. به طور استعاره به نسل و فرزند نيز عقب گفته مىشود. «عقب و عقبى» (بر وزن قفل و كبرى) به معنى عاقبت و آخر و نتيجه است «عاقبت»: پايان. خواه بد باشد يا خوب.
«عقاب. عقوبت. معاقبه»: عذاب. «تعقيب»: انجام دادن كارى در پى كارى «اعقاب» در پى آوردن. موارد زيادى از اين ماده در «نهج» آمده است در مذمت ياران فرموده: