مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٦٩ - ضيم
ضيق
تنگى:
«الضيق: ضدّ السعة»
موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است در باره تيولها و حاتم بخشيهاى عثمان فرموده است به خدا قسم اگر بدانم با آن پولها زنان نكاح كردهاند و يا كنيزان خريدهاند همه را به بيت المال بر مىگردانم: «فان فى العدل سعة و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق» خ ١٥ ٥٧ در عدل و برابرى وسعت هست هر كه عدالت بر او تنگ آيد، ظلم بر او تنگتر خواهد بود
تضايق: تنگ شدن: «عند تناهى الشدّة تكون الفرجة و عند تضايق حلق البلاء يكون الرخاء» حكمت ٣٥١.
مضيق: مكان تنگ و كار تنگ، جمع آن مضائق است كه در خ ٨٣ و ١٤٣ و ١٩٢ آمده است.
ضيم
ظلم. جمع آن ضيوم آيد:
«الضيم: الظلم، ج ضيوم»
گويند:
«ضامّة ضيما: ظلم و قهره»
آن هفت بار در «نهج» آمده است، در مقام دعا فرموده: «اللهم انى اعوذ بك ان افتقر فى غناك... او اضام فى سلطانك» خ ٢١٥ ٣٣٢، خدايا من به تو پناه مىبرم كه در غناى تو فقير شدم و يا در حكومت تو مظلوم گردم.
به يارانش فرمود: «و لقد احسنت جواركم... و اعتقتكم من ربق الذّل و حلق الضيم» خ ١٥٩ ٢٢٤ براى شما همسايه خوب شدم و شما را از طناب ذلّت آزاد كردم و از زنجيرهاى ظلم رها ساختم
در شب ١٧ شعبان المبارك ١٤١٣ مطابق ٢٠ ١١ ٧١ حرف (ض) به آخر رسيد و آن جمعا سى و نه (٣٩) كلمه است و الحمد لله و هو خير ختام.