مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٧٣ - ميمون
را قصد كردهاند.
يمامه
قسمتى از عربستان بسيار وسيع داراى شهرها و روستاها و قلعهها مقابل حجاز، آن فقط يكبار در «نهج» آمده است آن حضرت به فرماندار بصره عثمان بن حنيف مىنويسد: «هيهات ان يغلبنى هواى و يقودنى جشعى الى تخيّر الاطعمه و لعلّ بالحجاز او اليمامة من لا طمع له فى القرص و لا عهد له بالشبع» نامه ٤٥ ٤١٨ هيهات كه هواى نفس بر من غلبه كند، و حرصم مرا به كشد به اختيار طعامها و شايد در حجاز يا يمامه كسى باشد كه آرزوئى در نان ندارد (و مىداند كه بدستش نخواهد آمد) و سير شدن به يادش نمىآيد، روح حضرت صلوات اللّه عليه به جامعه متصل بود، شادى ملت شادى او و غم ملّت غم او بود.
ايم
از اقسام قسم و سوگند است مثل و اللّه، باللّه، تاللّه، و ايم اللّه و آن جمعا چهارده بار در «نهج» آمده است: خطبههاى ١٠ و ٣٤ و ٥٦ و ٩٣ و ١٠٦ و ١٢٤ و ١٣٦ و ١٣٧ و ١٤٠ و ١٦٦ و ١٧٨ و ٢٢٣ و نامههاى ٤٥ و ٦٣ (الكاشف)
يمن
(مثل عقل و قفل) مبارك بودن، با بركت بودن،
فيومى در مصباح گويد: «اليمن: البركة»
ميمنه
به قول راغب طرف راست
مثل ميسره كه طرف چپ مىباشد «يمن»: دست راست و طرف راست. يمين به معنى سوگند و پيمان نيز آيد، جمع آن ايمان (به فتح الف) است، مواردى از آن در «نهج» آمده است.
در حكمت ٢٥٣ فرموده: «احلفوا الظالم اذا اردتم يمينه بانّه برىء من حول اللّه و قوّته فاذا حلف بها كاذبا عوجل العقوبة...» چون خواستيد به ظالم سوگند دهيد او را به برائت از حول و قوّه خدا سوگند دهيد (نعوذ باللّه) مشروح اين سخن در «حلف» گذشت امام صادق صلوات اللّه عليه در مجلس منصور عباسى آن مرد ساعى را چنين قسم داد و در دم پلاك شد.
ميمون
مبارك جمع آن ميامين است كه در ذمّ اصحابش فرموده: «و لوددت انّ اللّه فرّق بينى و بينكم و الحقنى بمن هو احق بى منكم: قوم و اللّه ميامين الرأى، مراجيح الحلم، مقاويل بالحق، متاريك للبغى، مضوا قدما على الطرية» خ ١١٦ ١٧٤ مراجيح