مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٩٥ - هزز
كوچك جوان ميگرديد. همه در مسير آن قرار گرفته بودند، و نيز فرموده: «الهمّ نصف الهرم» حكمت ١٤٣، غصه نصف پيرى است. درباره شتران زكاة فرمود: «و لا هرمة و لا مكسورة» نامه ٢٥ نه شتر فرتوت و از كار مانده و نه پا شكسته.
هارون
از انبياء بنى اسرائيل برادر موسى ٧ است نام مباركش نوزده بار در قرآن مجيد ذكر شده ولى در «نهج» فقط يك بار آمده است.
او قبل از حضرت موسى از دنيا رفت و در صحراى سينا دفن گرديد، درباره رفتن او با برادرش براى هدايت فرعون فرموده: «و قد دخل موسى بن عمران و معه اخاه هارون على فرعون و عليهما مدارع صوف و بايديهما العصىّ» خ ١٩٢ ٢٩١، آن دو بر فرعون وارد شدند در حاليكه لباس پشم پوشيده و در دست عصا داشتند.
هرو
هراوة: عصا. چوبدستى:
«الهراوة: العصا»
آن تنها يك بار در «نهج» ديده مىشود، در رابطه با اينكه حال زنان را بايد مراعات كرد فرموده: «و ان كان الرجل ليتناول المرئة فى الجاهليّة بالفهر او الهراوة فيعيّر بها و عقبه من بعده» نامه ١٤ ٣٧٣ «فهر» مثل عقل سنگى كه بشود با آن گردوئى را شكست. يعنى در زمان جاهليت اگر مردى از زنى سنگ كوچكى يا عصائى به زور ميگرفت ننگى مىشد براى او و نسلش.
هزء
هزء و هزو به معنى مسخره كردن است كه حكايت از تحقير مسخره شده دارد. فقط يك مورد از آن در «نهج» آمده است چنانكه فرمايد: «و من قرء القرآن فمات و دخل النار فهو ممّن يتّخذ آيات الله هزوا» حكمت ٢٢٨
هزز
هزّ: حركت دادن:
«هزّه هزا: حرّكه»
دو مورد از آن در «نهج» آمده است، درباره تعريف لشكريان به مالك اشتر مىنويسد: «و واصل فى حسن الثناء عليهم... فانّ كثرة الذكر لحسن افعالهم تهزّ الشجاع و تحرضّ الناكل» نامه ٥٣ ٤٣٤ تعريف و تشكر از لشكريان را پيوسته كن زيرا كثرت تعريف آدم شجاع را تحريك وآدم نشسته از جنگ را به جنگ ترغيب مىكند. «يهزّوا مناكبهم» خ ١٩٢ يعنى شانههاى خود را حركت مىدهند.