مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٦٤ - عول
تسلّطش قوى، منارش بلند لرزاندنش دشوار است «مثار» مصدر است به معنى غبار بلند كردن منظور از بين بردن دين است يعنى با اثبات است از بين بردن آن امكان ندارد
عوص
عمرو بن عاص كه در «عمر» گذشت و آن فقط يك بار در «نهج» آمده است كه درباره حكمين فرمود: «فادفعوا فى صدر عمرو بن العاص بعبد الله بن العباس» خ ٢٣٨ ٣٥٨
عوض
(بر وزن قول و عنب) مصدر و اسم هر دو آمده است عوض دادن و عوض «اعتياض» عوض خواستن و اخذ عوض. «اوّل عوض الحليم من حلمه ان الناس انصاره على الجاهل» حكمت ٢٠٦، اوّلين عوض آدم عاقل آنستكه مردم در برابر نادان، يار او هستند
عوق
عوق و تعويق: بازداشتن و منصرف كردن گويند:
عاقه عن كذا عوقا: حبسه و صرفه»
آن فقط يك بار در «نهج» آمده است كه به معاويه نوشته است: «كلّا و الله لقد يعلم الله المعوّقين منكم و القائلين لاخوانهم هلّم النيا» نامه ٢٨ ٣٨٨، خدا مىداند كسانى را كه از قتال (و حقيقت) باز مىدارند و به امثال خود مىگويند به طرف ما بيائيد
عيوّق
ستارهاى است سرخ رنگ و روشن، بر جانب راست كهكشان كه پس از «ثريّا» درآيد و آنرا عيوّق نامند گوئى نگهبان ثريّا است و آن فقط يك بار در «نهج» آمده است به معاويه كه شام را از آن حضرت مىخواست نوشته است: «و ترقّيت الى مرقبة بعيدة المرام نازحة الاعلام، تقصر دونها الانوق و يحاذى بها العيّوق» نامه ٦٥ ٤٥٦، جائى را براى خود در نظر گرفتهاى كه رسيدن بدان دشوار است و نشانههايش دور و ناپايدار، عقاب رسيدن به آن نتواند و در بلندى همپايه عيّوق است، اين عبارات كه از آن حضرت در جهان مانده شايد از رسيدن به خلافت ارزشش بيشتر باشد
عول
جور و ميل از حق، «عيل» فقر و احتياج عائل: فقير، «عيال» نانخورها كه به تأمن احتياج دارند اين دو معنى در «نهج» يك جا بررسى مىكنيم