مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٥٣ - نفخ
«منافثة الحكماء» نامه ٥٣ هم نفس و هم راز بودن با حكماء «نفثات شيطان» در خ ١٢١ و ١٩٢ وسوسههاى اوست، درباره امر بمعروف فرموده: «و ما اعمال البرّ كلها و الجهاد فى سبيل الله عند الامر بالمعروف و النهى عن المنكر الّا كنفثة فى بحر لجىّ» حكمت ٣٧٤، يعنى همه آنها در مقابل امر به معروف مانند دميدن در درياى ژرفى است.
نفج
بالا بردن. بزرگ كردن.
«نفج الشىء: رفعه و عظّمه»
آن فقط يكبار در «نهج» آمده است، درباره عثمان بن عفان و شكمخوارگى او فرموده: «الى ان قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه» خ ٣ ٤٩، تا سومى آن گروه (عثمان) به كار خلافت برخاست، بالا آورنده دو پهلويش بود ميان سرگين انداختن و شكمش كه در «علف» و «نثل» گذشت.
نفح
انتشار بوى عطر. وزيدن باد. زدن با شمشير. آن در «نهج» به معنى مدافعه و زدن آمده است، چنانكه در صفين به يارانش فرمود: «و نافحوا بالظبا وصلوا السيوف بالخطا و اعلموا انّكم بعين الله و مع ابن عمّ رسول الله» خ ٦٦ ٩٧، بادم شمشيرها بزنيد و شمشيرها را با قدمها به دشمن نزديك كنيد بدانيد كه شما زير نظر خدا هستيد و با پسر عم رسول خدا مىباشيد. به محمد بن ابى بكر مىنويسد: «فانت محقوق ان تخالف على نفسك و ان تنافح عن دينك» نامه ٢٧ ٣٨٤ بر تو حتمى است كه با نفس خود مخالفت كنى و از دين خود دفاع نمائى.
نفخ
دميدن ارباب لغت گفتهاند:
«النفخ: نفخ الريح فى الشىء»
پنج مورد از آن در «نهج» آمده است: «و ينفخ فى الصور» خ ١٩٥ ٣١٠ درباره آدم ٧ فرموده: «ثم نفخ فيه من روحه فمثلت انسانا» خ ١ ٤٢، درباره تكبر فرمايد: «فالله الله فى كبر الحميّة و فخر الجاهليّة فانّه ملاقح الشنئان و منافخ الشيطان» خ ١٩٢ ٢٨٩ ابن ابى الحديد هر دو را جمع مصدر گفته است ولى منافخ ظاهرا جمع منفح (مثل منبر) به معنى الت دميدن است يعنى كبر بارور كننده عداوت و آلت دميدن شيطان است